به گزارش آفتاب صبح، توسعه فناوری در بخش معدن تنها به خرید ماشینآلات جدید یا رفع موانع واردات محدود نمیشود؛ شناسایی فناوریهای مورد نیاز، انتخاب شرکای مناسب، ارتقای توان اکتشاف و سنجش فاصله با رقبای جهانی، مؤلفههایی هستند که میتوانند مسیر آینده معدن و صنایع معدنی ایران را تعیین کنند. در شرایطی که محدودیتهای ارزی، تحریمها و مشکلات زیرساختی بخش مهمی از توجه بنگاهها را به خود اختصاص دادهاند، پرسش اساسی این است که کاهش این موانع قرار است به چه نوع نوسازی فناورانهای منجر شود؟
کیوان جعفریطهرانی، تحلیلگر ارشد بازار بینالمللی آهن و فولاد، با تأکید بر ضرورت تغییر زاویه نگاه به توسعه معدن و صنایع معدنی، معتقد است تمرکز بر مشکلات روزمره تولیدکنندگان، اگر به تنها محور بررسی صنعت تبدیل شود، ممکن است فرصتهای ناشی از تحولات جهانی و تجربه کشورهای پیشرو را از دید فعالان این حوزه دور نگه دارد.
فناوری معدن؛ فراتر از واردات ماشینآلات
جعفریطهرانی با اشاره به سابقه بیش از ۶۰ ساله زنجیره فولاد ایران اظهار کرد که شکلگیری ظرفیتهای تولیدی و نیروی انسانی متخصص، بهتنهایی برای حفظ جایگاه کشور در بازار جهانی کافی نیست. به گفته او، تغییر استانداردهای تولید، حرکت به سمت فولاد سبز و تحولات فناوری، صنایع باسابقه را نیز به نوسازی مستمر وادار میکند.
بر این اساس، نوسازی معدن ایران باید از شناخت دقیق نیازهای عملیاتی آغاز شود؛ اینکه کدام فناوری میتواند دقت اکتشاف را افزایش دهد، هزینه استخراج را کاهش دهد، فرآوری مواد معدنی را بهبود بخشد و بهرهبرداری از ذخایر را اقتصادیتر کند. بدون چنین ارزیابیای، انتخاب تجهیزات ممکن است به خرید فناوریهایی محدود شود که لزوماً بیشترین تناسب را با ویژگیهای زمینشناسی و نیازهای معادن کشور ندارند.
این تحلیلگر با تأکید بر ضرورت بررسی تجربه کشورهای پیشرو گفت انتخاب فناوری در حوزه اکتشاف، استخراج، فرآوری و ماشینآلات معدنی باید با نظر کارشناسان هر بخش انجام شود؛ زیرا نمیتوان بدون شناخت شرایط معادن و نیازهای عملیاتی، نسخهای یکسان برای تمام بخشهای معدنکاری ارائه کرد.
تجربه هند؛ پیوند اکتشاف با توسعه ظرفیت فولاد
هند از جمله نمونههایی است که به گفته جعفریطهرانی، بررسی تجربه آن میتواند برای ایران آموزنده باشد. این کشور در کنار برنامهریزی برای افزایش ظرفیت تولید فولاد، توسعه اکتشافات معدنی و شناسایی منابع جدید سنگآهن را نیز دنبال کرده است.
او با اشاره به هدفگذاری هند در سال ۲۰۱۷ برای دستیابی به ظرفیت ۳۰۰ میلیون تن فولاد تا سال ۲۰۳۰ تا ۲۰۳۱، گفت این کشور در ادامه، هدف ظرفیت ۶۰۰ میلیون تن فولاد تا سال ۲۰۴۷ را نیز مطرح کرده است.
اهمیت این تجربه برای ایران صرفاً در ارقام هدفگذاریشده خلاصه نمیشود؛ موضوع اصلی، پیوند میان توسعه ظرفیت فولادسازی، تأمین مواد اولیه، اکتشاف ذخایر و انتخاب فناوری مناسب است. افزایش ظرفیت تولید بدون شناخت منابع معدنی و برنامهریزی برای تأمین پایدار مواد اولیه، میتواند توسعه صنعتی را با محدودیت روبهرو کند.
از این منظر، تجربه هند میتواند زمینهای برای بررسی این پرسش باشد که آیا برنامههای توسعه معدن و فولاد ایران نیز به اندازه کافی میان ظرفیت تولید، ذخایر قابل بهرهبرداری و فناوری مورد نیاز ارتباط برقرار کردهاند یا خیر.
تنوع شرکای فناورانه؛ کاهش محدودیت انتخاب
جعفریطهرانی با اشاره به اتکای صنعت فولاد ایران به فناوری چین در سالهای گذشته، تأکید کرد که این موضوع به معنای نادیده گرفتن ظرفیت همکاری با چین نیست؛ بلکه ضرورت دارد تجربه سایر کشورهای پیشرو نیز بررسی شود.
به اعتقاد او، هند میتواند یکی از گزینههای مورد مطالعه برای شناخت شیوه پیوند دادن اکتشافات معدنی، تأمین مواد اولیه و توسعه ظرفیت فولاد باشد. با این حال، انتخاب شریک فناورانه باید بر پایه توانمندی واقعی کشورها در هر حوزه و متناسب با نیازهای معادن ایران صورت گیرد.
این رویکرد به معنای جایگزینی یک وابستگی با وابستگی دیگر نیست؛ بلکه هدف، افزایش دامنه انتخاب و امکان مقایسه فناوریها، هزینهها، کیفیت تجهیزات و قابلیت پشتیبانی فنی است. در چنین چارچوبی، همکاری بینالمللی زمانی میتواند به نوسازی مؤثر منجر شود که انتقال دانش فنی، آموزش نیروی انسانی، خدمات پس از فروش و امکان تأمین قطعات نیز در ارزیابیها لحاظ شود.
رقابت جهانی فقط بر سر ظرفیت تولید نیست
به گفته جعفریطهرانی، تحولات بازار جهانی فولاد تنها به افزایش ظرفیت تولید کشورها محدود نمیشود و رقابت بر سر بازارهای صادراتی و حضور در نهادهای بینالمللی نیز اهمیت دارد.
او با اشاره به حضور نمایندگانی از عربستان سعودی، ترکیه و امارات متحده عربی در سمتهای مدیریتی و نظارتی انجمن جهانی فولاد، این تحولات را نشانهای از ضرورت رصد مستمر جایگاه کشورها در صنعت جهانی دانست.
این تحلیلگر همچنین افزایش تولید در کشورهایی مانند ویتنام را عاملی دانست که میتواند رقابت در بازارهای صادراتی سنتی ایران، بهویژه در جنوب شرق آسیا، را تشدید کند.
در این شرایط، دسترسی به فناوریهای روز تنها زمانی به مزیت رقابتی تبدیل میشود که با بهرهوری اقتصادی، کیفیت محصول، تأمین پایدار مواد اولیه و امکان حضور در بازارهای هدف همراه باشد. بنابراین، بررسی روند سرمایهگذاری رقبا و تغییرات بازار باید در کنار برنامههای نوسازی تجهیزات قرار گیرد.
تحریمها مانعاند؛ اما جای برنامه فناورانه را نمیگیرند
جعفریطهرانی با اشاره به محدودیتهای ناشی از تحریمها گفت این شرایط میتواند دسترسی ایران به تجهیزات پیشرفته، فناوری و بازارهای صادراتی را دشوار کند. او همچنین با اشاره به آسیبهای واردشده به زیرساختهای فولادی در جنگ ۴۰ روزه، بر ضرورت بازسازی و ارتقای ظرفیتهای تولیدی تأکید کرد.
با این حال، به گفته او، برنامهریزی برای آینده صنعت نباید صرفاً به فهرست کردن محدودیتها منحصر شود. لازم است مشخص شود در صورت کاهش موانع واردات و مشکلات تأمین ارز، کدام فناوریها بیشترین اثر را بر بهرهوری، کیفیت تولید و رقابتپذیری صنایع معدنی خواهند داشت.
این پرسش، بهویژه برای بنگاههایی اهمیت دارد که با محدودیت منابع مالی مواجهاند و نمیتوانند تمام تجهیزات و خطوط تولید خود را بهصورت همزمان نوسازی کنند. در چنین شرایطی، اولویتبندی پروژهها بر اساس اثر اقتصادی، میزان کاهش هزینه، افزایش بازیابی مواد معدنی و بهبود ایمنی میتواند مسیر سرمایهگذاری را هدفمندتر کند.
مس و آلومینیوم نیز به نقشه مستقل نوسازی نیاز دارند
این تحلیلگر ارشد بازار بینالمللی آهن و فولاد در پایان با اشاره به زنجیرههای مس و آلومینیوم گفت بررسی تجربه کشورهای پیشرو و شناسایی مسیرهای انتقال فناوری در این صنایع نیز اهمیت دارد؛ هرچند موقعیت رقابتی ایران در این دو زنجیره با فولاد متفاوت است.
از این منظر، نمیتوان یک الگوی واحد برای تمام صنایع معدنی کشور در نظر گرفت. نیازهای فناورانه معدن سنگآهن با مس، آلومینیوم یا سایر مواد معدنی تفاوت دارد و برنامه نوسازی هر بخش باید بر اساس ویژگیهای ذخایر، فناوریهای موجود، نیاز تولیدکنندگان و روند بازار جهانی تدوین شود.
جاماندگی فناورانه؛ مسئلهای فراتر از محدودیت واردات
بخش معدن ایران برای عبور از موانع تولید، به رفع محدودیتهای ارزی، دسترسی به تجهیزات و توسعه زیرساختها نیاز دارد؛ اما حل این مسائل بهتنهایی تضمینکننده نوسازی فناوری نیست. آنچه اهمیت دارد، تبدیل رفع موانع به برنامهای روشن برای ارتقای اکتشاف، استخراج، فرآوری و بهرهوری است.
تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد توسعه ظرفیت صنعتی و تأمین مواد اولیه باید در کنار یکدیگر دیده شوند. برای ایران نیز سنجش فاصله فناوری معادن با رقبای جهانی، شناسایی نیازهای واقعی هر بخش و ارزیابی شرکای بالقوه میتواند مبنای تصمیمگیری دقیقتر قرار گیرد.