به گزارش آفتاب صبح، توسعه معادن در شرق کشور فقط به افزایش ظرفیت تولید و ایجاد واحدهای صنعتی محدود نمیشود؛ بخشی از چالش این زنجیره، در مسیرهایی شکل میگیرد که همزمان باید پاسخگوی تردد خودروهای محلی و ناوگان سنگین حملونقل معدنی باشند.
منطقه معدنی سنگان خواف که در ادبیات اقتصادی کشور به «عسلویه شرق» شهرت یافته، به دلیل برخورداری از ذخایر عظیم سنگآهن، روزانه میزبان هزاران دستگاه کامیون و تریلر باری است؛ ظرفیتی که در کنار نقش آن در تأمین مواد اولیه زنجیره فولاد، فشار قابل توجهی بر زیرساختهای حملونقل منطقه وارد میکند.
تداخل تردد خودروهای سبک با ماشینآلات و ناوگان سنگین، یکی از چالشهای جدی محورهای مواصلاتی این منطقه بوده است؛ مسئلهای که تبعات آن صرفاً متوجه بخش معدن نیست و مستقیماً با ایمنی شهروندان و کیفیت تردد در جادههای پیرامونی ارتباط دارد.
شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان با شناسایی این گلوگاه زیرساختی، اجرای پروژههای جادهسازی، پلسازی و توسعه زیرساختهای لجستیکی را در نقاط حادثهخیز منطقه در دستور کار قرار داده است. تفکیک جریانهای ترافیکی و حذف نقاط تلاقی همسطح از جمله اقداماتی بوده که با هدف کاهش ریسک تردد و تسهیل عبور و مرور در این محورها دنبال شده است.
بر اساس این گزارش، اجرای این پروژهها تنها یک اقدام عمرانی برای تسهیل دسترسی به مجموعه صنعتی نیست؛ بلکه بخشی از مسئله پایداری زنجیره تأمین فولاد در منطقه به شمار میرود. هرچه جریان تردد ناوگان سنگین روانتر و ایمنتر باشد، زمان رفتوآمد کاهش یافته و امکان بهینهسازی مصرف سوخت و کاهش توقفهای غیرضروری نیز فراهم میشود.
این موضوع از منظر اقتصادی نیز اهمیت دارد؛ چرا که محدودیتهای لجستیکی و فشارهای ناشی از تحریمها، هزینه و ریسک حملونقل را در زنجیره صنایع فولادی افزایش داده است. در چنین شرایطی، توسعه زیرساختهای حملونقل میتواند بخشی از هزینههای پنهان تولید و اختلالات ناشی از ترافیک و توقف ناوگان را کاهش دهد و تابآوری زنجیره تأمین را افزایش دهد.
از سوی دیگر، تجربه فولاد سنگان نشان میدهد که مسئولیت اجتماعی بنگاههای بزرگ معدنی الزاماً به اقدامات حمایتی مستقیم محدود نمیشود. سرمایهگذاری در زیرساختهایی که هم برای فعالیت صنعتی و هم برای جامعه پیرامونی کارکرد دارند، میتواند بخشی از پاسخ صنعت به پیامدهای توسعه معدنی در مناطق میزبان باشد.
توسعه پلها، تقاطعهای دسترسی و مسیرهای تفکیکشده در این منطقه، در واقع نقطه اتصال سه مطالبه مهم است: تداوم تولید، ایمنی تردد و توسعه محلی. این رویکرد، مسئله زیرساخت را از یک هزینه جانبی به بخشی از برنامه توسعه و پایداری فعالیت معدنی تبدیل میکند.
در شرایطی که قطبهای معدنی کشور با افزایش حجم حملونقل و فشار بر شبکه جادهای پیرامون خود مواجهاند، تجربه سنگان میتواند یک پرسش جدی را پیش روی سایر مجموعههای معدنی قرار دهد: آیا توسعه ظرفیت تولید بدون توسعه همزمان زیرساختهای ایمنی و لجستیکی، میتواند پایدار بماند؟