نویسنده: مهرو عزتی
به گزارش آفتاب صبح، مجتمع فولاد خراسان در ادامه مسیر توسعه خود، واحد انباشت و برداشت استکر ریکلایمر واحد گندلهسازی را با سرمایهگذاری ۲۰ میلیون یورو و ایجاد اشتغال برای ۵۳ نفر به بهرهبرداری رسانده است؛ پروژهای که به گفته محمدرضا سجادیان، مدیرعامل مجتمع فولاد خراسان، با هدف افزایش بهرهوری، کاهش ضایعات و ارتقای راندمان گندلهسازی، ظرفیت تولید این بخش را به ۲.۵ میلیون تن در سال میرساند.
این اتفاق از منظر تکمیل زنجیره تولید فولاد اهمیت دارد؛ بهویژه آنکه چهار خط تولید مجتمع فولاد خراسان از گندلهسازی تا میلگرد فعال است و این مجموعه خود را قطب سوم فولاد کشور معرفی کرده است. همچنین فولاد خراسان در سال ۱۴۰۴ رتبه نخست عرضه میلگرد و رتبه نهم عرضه شمش در بورس کالا را به دست آورده است.
اما مسئله اصلی صنعت فولاد، امروز صرفاً افزایش ظرفیت اسمی نیست.
ظرفیت بیشتر؛ تولید بیشتر یا فقط عدد بزرگتر؟
سرمایهگذاری در بخش گندله زمانی میتواند اثر واقعی خود را در زنجیره فولاد نشان دهد که حلقههای بعدی نیز امکان استفاده پایدار از این ظرفیت را داشته باشند.
افزایش ظرفیت گندلهسازی به ۲.۵ میلیون تن، زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که این ظرفیت بهطور مستمر در مدار تولید باقی بماند و محدودیت در تأمین انرژی، مواد اولیه، حملونقل و سایر زیرساختها مانع استفاده از آن نشود.
تجربه سالهای اخیر صنعت فولاد نشان داده است که فاصله میان ظرفیت نصبشده و تولید واقعی میتواند به یکی از مهمترین چالشهای این صنعت تبدیل شود. بنابراین شاخص موفقیت چنین پروژهای نباید فقط افزایش ظرفیت اسمی باشد؛ بلکه باید دید این سرمایهگذاری چه میزان کاهش ضایعات، افزایش راندمان، کاهش توقفات و در نهایت افزایش تولید واقعی ایجاد خواهد کرد.
گلوگاه بعدی کجاست؟
فولاد خراسان اکنون از گندلهسازی تا تولید میلگرد در زنجیره تولید حضور دارد. بنابراین توسعه گندلهسازی را باید بخشی از یک تصویر بزرگتر دید، نه یک پروژه منفرد.
اگر قرار است سهم این مجتمع در صنعت فولاد افزایش یابد، سؤال بعدی این است که ظرفیت بخشهای پاییندست تا چه اندازه با ظرفیت جدید گندله هماهنگ است؟
به بیان سادهتر، اگر گندله بیشتری تولید شود اما در ادامه زنجیره، ظرفیت احیا، ذوب یا نورد متناسب با آن توسعه پیدا نکند، بخشی از مزیت این سرمایهگذاری در همان ابتدای مسیر متوقف خواهد شد.
از همین رو، توسعه متوازن زنجیره برای فولاد خراسان اهمیت بیشتری از افزایش یک ظرفیت منفرد دارد.
پیشنهاد آفتاب صبح؛ شاخص توسعه را از «ظرفیت» به «بهرهوری» تغییر دهیم
پیشنهاد مشخص این است که در ارزیابی پروژههای توسعهای فولاد خراسان، علاوه بر اعلام ظرفیت ۲.۵ میلیون تنی گندلهسازی، شاخصهای عملکردی پروژه نیز بهصورت شفاف منتشر شود؛ از جمله:
میزان افزایش واقعی تولید گندله؛
درصد کاهش ضایعات؛
میزان افزایش راندمان واحد گندلهسازی؛
میزان کاهش توقفات تولید؛
میزان مصرف انرژی به ازای هر تن گندله؛
میزان استفاده واقعی از ظرفیت جدید؛
و اثر این افزایش ظرفیت بر تولید شمش و محصولات نهایی مجتمع.
این دادهها مشخص میکنند که ۲۰ میلیون یورو سرمایهگذاری صرفاً به افزایش ظرفیت اسمی منجر شده یا توانسته بهرهوری واقعی زنجیره را نیز ارتقا دهد.
مسئله بزرگتر؛ توسعه در صنعت فولاد باید متوازن باشد
مجتمع فولاد خراسان اعلام کرده است برای افزایش سهم خود در عرصه فولاد به دنبال توسعه بخشهای مختلف است. این رویکرد، اگر همراه با توسعه متوازن زنجیره باشد، میتواند از یک سرمایهگذاری در گندلهسازی فراتر برود و به تقویت جایگاه مجتمع در بازار فولاد منجر شود.
اما دغدغه اصلی همچنان پابرجاست: صنعت فولاد ایران بیش از آنکه به ظرفیتهای اسمی جدید نیاز داشته باشد، به تولید پایدار از ظرفیتهای موجود نیاز دارد.
بنابراین در مورد پروژه جدید فولاد خراسان، عدد ۲.۵ میلیون تن نقطه پایان نیست؛ بلکه باید نقطه شروع یک سنجش دقیقتر باشد: چه مقدار از این ظرفیت واقعاً تولید خواهد شد، با چه میزان بهرهوری و با چه اثری بر کل زنجیره فولاد؟
اگر پاسخ این پرسشها در ماههای آینده با عدد و عملکرد واقعی همراه شود، آن زمان میتوان درباره بازدهی این سرمایهگذاری قضاوت دقیقتری داشت.