به گزارش آفتاب صبح، ناترازی انرژی برای صنایع معدنی و فولادی دیگر یک محدودیت مقطعی و فصلی نیست؛ محدودیت برق در تابستان، نگرانی از کاهش گاز در زمستان و حالا چالش تأمین گازوئیل، زنجیرهای را تحت فشار قرار داده که استمرار تولید آن به تأمین پایدار انرژی وابسته است.
فعالان بخش معدن و فولاد طی ماههای گذشته نسبت به آثار این محدودیتها بر میزان تولید، هزینه تمامشده و سودآوری واحدها هشدار دادهاند. مسئلهای که با نزدیک شدن به فصل سرد، بار دیگر به یکی از دغدغههای اصلی صنایع انرژیبر تبدیل شده است.
ظرفیت تولید جلوتر از زیرساخت انرژی
ریشه این چالش را باید در توسعه نامتوازن ظرفیت تولید و زیرساختهای انرژی جستوجو کرد. در حالی که ظرفیت فولاد کشور برای دستیابی به ۵۵ میلیون تن برنامهریزی شده، زیرساختهای برق و گاز همپای توسعه این ظرفیتها پیش نرفته است.
رئیس هیئت عامل ایمیدرو اعلام کرده است که در سال گذشته نزدیک به ۱۰ میلیون تن تولید فولاد عمدتاً به دلیل محدودیت انرژی از دست رفته و بیش از ۸ میلیارد دلار از صادرات صنایع معدنی نیز تحت تأثیر این شرایط کاهش یافته است.
این ارقام نشان میدهد مسئله انرژی برای صنایع معدنی صرفاً به توقف یا کاهش فعالیت یک واحد تولیدی محدود نمیشود و میتواند در نهایت خود را در میزان تولید، صادرات و درآمد ارزی زنجیره معدن و صنایع معدنی نشان دهد.
گاز؛ دغدغه اصلی فولاد در زمستان
با نزدیک شدن به فصل سرد، تأمین گاز به یکی از مهمترین نگرانیهای صنایع فولادی تبدیل شده است. افزایش بهای گاز نیز همزمان هزینه تمامشده تولید را افزایش داده و فشار بیشتری بر واحدهای تولیدی وارد کرده است.
این مسئله در واحدهای احیای مستقیم اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که فرایند تولید آهن اسفنجی وابستگی بالایی به گاز دارد. از سوی دیگر، وضعیت تقاضا در بازار اجازه افزایش متناسب قیمت محصولات را نمیدهد و همین موضوع میتواند فشار ناشی از رشد هزینه انرژی را مستقیماً به حاشیه سود تولیدکنندگان منتقل کند.
تداوم این شرایط، علاوه بر فشار بر تولید فولاد، میتواند زنجیره تأمین مواد اولیه صنایع پاییندستی را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ زنجیرهای که اختلال در هر حلقه آن میتواند حلقههای بعدی را با کمبود یا افزایش هزینه مواجه کند.
گازوئیل؛ چالش جدید معادن
اما مسئله انرژی تنها به گاز و برق محدود نمیشود. در بخش معدن، تأمین گازوئیل مورد نیاز ماشینآلات و واحدهای تولیدی نیز به یکی از دغدغههای جدی فعالان این بخش تبدیل شده است.
اگرچه نیاز سوخت معادن بر اساس میزان تولید، تعداد ماشینآلات و شرایط عملیاتی احصا و برای تخصیص سهمیه اعلام شده، اما در برخی استانها کاهش سهمیه و نبود سازوکار مشخص برای تأمین کسری، مشکلاتی را برای واحدهای معدنی ایجاد کرده است.
در این میان، واحدهای کوچکتر نسبت به مجموعههای بزرگ با محدودیت بیشتری برای تأمین سوخت مواجهاند؛ موضوعی که میتواند هزینه عملیاتی آنها را افزایش داده و استمرار فعالیت برخی معادن را تحت فشار قرار دهد.
بسته ۴۰ بندی برای عبور از زمستان
در واکنش به نگرانیها درباره تأمین انرژی صنایع در فصل سرد، وزارت صمت از تدوین بستهای حدود ۴۰ بندی برای مدیریت محدودیتهای زمستانی خبر داده است.
همزمان، کارگروهی ذیل شورای عالی انرژی موضوع تأمین انرژی صنایع را دنبال میکند و برای تأمین سوخت معادن نیز بخشی از سهمیه نیمه دوم سال در نظر گرفته شده است.
با این حال، مسئله اصلی از نگاه فعالان بخش معدن، صرفاً اعلام سهمیه یا تدوین بستههای حمایتی نیست؛ تأمین بهموقع، مستمر و قابل پیشبینی انرژی است.
برای صنعتی که تولید آن به برق، گاز و سوخت وابسته است، ناترازی انرژی زمانی به بحران تبدیل میشود که برنامه تولید را غیرقابل پیشبینی کند. کاهش تولید، افزایش هزینهها، فشار بر سودآوری و اختلال در تأمین مواد اولیه صنایع پاییندستی، زنجیرهای از پیامدهایی است که میتواند از یک محدودیت انرژی آغاز شود.
مسئله زمستان امسال برای معدن و فولاد، فقط «گاز هست یا نیست» نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا انرژی مورد نیاز تولیدکننده، در زمان مورد نیاز و با سازوکاری قابل پیشبینی به دست او میرسد یا خیر.