به گزارش آفتاب صبح، اهمیت مواد معدنی حیاتی در معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان در حال افزایش است؛ موضوعی که اختصاص یک بند مستقل به این مواد در بیانیه پایانی اجلاس سران بریکس در دهلینو، آن را وارد سطح تازهای از همکاریهای این گروه کرده است. پیش از این نیز در اجلاس سران گروه ۷، موضوع مواد معدنی حیاتی به شکل مستقلی مورد توجه قرار گرفته بود.
در همین چارچوب، نخستوزیر هند، بهعنوان رئیس اجلاس بریکس، نسبت به «تسلیحاتیشدن فناوری و مواد معدنی حیاتی» هشدار داده است؛ موضعی که در بستر رقابت فزاینده کشورها بر سر عناصر نادر خاکی و سایر مواد معدنی راهبردی قابل بررسی است.
مسئله اصلی بریکس در این حوزه، تنها در اختیار داشتن ذخایر معدنی نیست؛ بلکه چگونگی اتصال منابع، فناوری، سرمایه، زیرساخت و بازار به یکدیگر است.
چین در بخش بزرگی از زنجیره فرآوری عناصر نادر خاکی، نقشی تعیینکننده و مسلط دارد. هند نیز در تلاش است آسیبپذیری خود را در برابر تمرکز زنجیرههای تأمین کاهش دهد. روسیه و برزیل از دارندگان مهم منابع معدنی جهان هستند و کشورهای آفریقایی عضو بریکس نیز از ظرفیتهای معدنی قابل توجهی برخوردارند؛ در حالی که برای توسعه این ظرفیتها به سرمایه، فناوری و زیرساخت نیاز دارند.
این تفاوت ظرفیتها در عین حال که یک چالش برای بریکس ایجاد میکند، میتواند به یک فرصت بزرگ برای شکلدهی به شبکه همکاری معدنی میان اعضا تبدیل شود.
پیشنهاد ایران؛ از ذخایر معدنی تا پیشرانی همکاری
در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران میتواند با ارائه یک پیشنهاد مشخص، نقش فعالتری در این معادله ایفا کند؛ فعالسازی و عملیاتیکردن همکاری بریکس در حوزه مواد معدنی حیاتی و حرکت به سمت شکلگیری چارچوبی برای همکاری در این حوزه با عنوان پیشنهادی BRICS-CMCF (Critical Minerals Cooperation Framework).
نقطه قوت چنین پیشنهادی باید در استفاده از ظرفیتهای موجود و تبدیل آنها به پروژههای واقعی و مشترک باشد. بریکس در حوزههای صنعتی، فناوری و اقتصادی، بسترهای متعددی برای همکاری ایجاد کرده است؛ اما مسئله اکنون، پیوند دادن این ظرفیتها با یک دستورکار مشخص معدنی و رساندن همکاریها از سطح گفتوگو به سطح پروژه است.
یک پروژه مشترک میتواند بهصورت همزمان از ظرفیت چند عضو بریکس استفاده کند؛ برای نمونه، معدن و زیرساخت ایران، فناوری چین، سرمایه و بازار هند، تجهیزات و توان مهندسی روسیه و ظرفیت فرآوری یا مصرف دیگر اعضا در یک زنجیره مشترک قرار گیرد.
این مدل همکاری، معدن را از یک فعالیت صرفاً استخراجی خارج کرده و آن را به بستری برای اتصال ظرفیتهای صنعتی و اقتصادی اعضای بریکس تبدیل میکند.
فرصت ۲۰۲۷ برای دیپلماسی معدنی ایران
چین در سال ۲۰۲۷ ریاست بریکس را بر عهده خواهد داشت. چند ماه پیش از برگزاری اجلاس دهلینو نیز وزیر خارجه چین بر تقویت همکاری اعضای بریکس در زمینه منابع معدنی راهبردی تأکید کرده بود.
از این منظر، فرصت زمانی مناسبی برای ایران وجود دارد تا موضوع همکاری معدنی را از یک ایده به یک دستورکار عملیاتی تبدیل کند.
پیشنهاد میتواند از تبدیل بند ۶۷ بیانیه ۲۰۲۶ به یک برنامه عملیاتی برای سال ۲۰۲۷ آغاز شود؛ برنامهای که در آن همکاری اعضا در حوزه مواد معدنی حیاتی، از سطح اعلام موضع فراتر رفته و به پروژههای مشخص، سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری، توسعه زنجیره ارزش و اتصال بازارها منتهی شود.
اما این مسیر برای ایران زمانی معنا پیدا میکند که کشور صرفاً خود را بهعنوان دارنده ذخایر معدنی تعریف نکند. مسئله مهمتر، تعریف نقشی فعال در طراحی و پیشرانی همکاری معدنی میان اعضای بریکس است؛ نقشی که تحقق آن به دیپلماسی معدنی جدی و هدفمند نیاز دارد.
معدن؛ ابزار اتصال اقتصادهای بریکس
بریکس در موقعیتی قرار گرفته که میتواند بخشی از معماری جدید اقتصاد جهانی را شکل دهد. اعضای این گروه مجموعهای از منابع معدنی، بازار، فناوری، سرمایه، ظرفیت صنعتی و زیرساخت را در اختیار دارند؛ اما حلقهای که هنوز متناسب با این ظرفیتها توسعه نیافته، اتصال مؤثر این اجزا به یکدیگر است.
در این میان، ایران میتواند پیشنهاد دهد که این اتصال از حوزه مواد معدنی حیاتی آغاز شود؛ حوزهای که همزمان با افزایش رقابت جهانی بر سر منابع راهبردی، اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی بیشتری پیدا کرده است.
اگر بریکس بتواند ذخایر، فناوری، سرمایه و بازار اعضای خود را در قالب پروژههای مشترک به یکدیگر متصل کند، معدن دیگر صرفاً یک بخش اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه به ابزاری برای اتصال اقتصادهای بریکس تبدیل میشود.
اکنون مسئله برای ایران این است که آیا میتواند از ظرفیت عضویت در بریکس برای تعریف یک دیپلماسی معدنی پروژهمحور استفاده کند یا همچنان در جایگاه دارنده ذخایر باقی بماند. سال ۲۰۲۷ و ریاست چین بر بریکس میتواند نقطهای برای قرار دادن این ابتکار روی میز باشد.