به گزارش آفتاب صبح، صنعت فولاد جهان در حال ورود به مرحلهای است که دیگر تولید بیشتر، قیمت رقابتی و کیفیت محصول بهتنهایی تعیینکننده جایگاه شرکتها در بازار نیست؛ میزان انتشار کربن نیز به یکی از شاخصهای مهم رقابت تبدیل شده است.
برای صنعت فولاد ایران، این تغییر یک مسئله آیندهنگرانه نیست؛ بلکه به تدریج به بخشی از معادله حضور در بازارهای بینالمللی تبدیل میشود. افزایش ظرفیت تولید، بدون توجه به فناوری، بهرهوری انرژی و ردپای کربن، نمیتواند تضمینکننده حفظ جایگاه فولاد ایران در بازارهای آینده باشد.
دادههای انجمن جهانی فولاد نشان میدهد در سال ۲۰۲۴، شدت انتشار دیاکسیدکربن در مسیر کوره بلند و کنورتور اکسیژنی حدود ۲.۳۴ تن به ازای هر تن فولاد خام بوده است. این میزان در مسیر آهن اسفنجی و کوره قوس الکتریکی به حدود ۱.۴۷ تن و در تولید فولاد از قراضه با کوره قوس الکتریکی به حدود ۰.۶۹ تن رسیده است.
در چنین شرایطی، فولاد خوزستان به دلیل استفاده گسترده از احیای مستقیم و کورههای قوس الکتریکی از نقطه شروع مناسبی برای حرکت به سمت تولید فولاد کمکربن برخوردار است؛ اما یک نکته مهم نباید نادیده گرفته شود: کوره قوس الکتریکی بهتنهایی فولاد سبز تولید نمیکند.
میزان واقعی انتشار کربن به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از نوع مواد اولیه و منشأ برق گرفته تا بهرهوری تجهیزات و عملکرد کل زنجیره تولید. بنابراین، چالش اصلی برای فولاد خوزستان فقط انتخاب فناوری نیست، بلکه تأمین زیرساخت و انرژی موردنیاز برای استفاده کمکربن و پایدار از این فناوری است.
۲.۹ میلیون تن شمش؛ ۵.۱ میلیون تن آهن اسفنجی
فولاد خوزستان در سال ۱۴۰۳ حدود ۲.۹ میلیون تن شمش فولادی و بیش از ۵.۱ میلیون تن آهن اسفنجی تولید کرد؛ با این حال، محدودیتهای انرژی باعث از دست رفتن حدود ۹۸۰ هزار تن تولید شد.
این ارقام یک مسئله مهم را در زنجیره فولاد خوزستان برجسته میکند؛ اینکه مزیت فناوری، بدون دسترسی به انرژی پایدار، الزاماً به مزیت اقتصادی تبدیل نمیشود. در واقع، کاهش انتشار کربن و حفظ تولید، هر دو به یک حلقه مشترک یعنی انرژی پایدار و کارآمد وابستهاند.
در همین چارچوب، پروژه زمزم ۳ نیز اهمیت پیدا میکند. این طرح با ظرفیت طراحی حدود ۱.۷۶ میلیون تن آهن اسفنجی در سال، علاوه بر تقویت بخش آهنسازی فولاد خوزستان، میتواند به متوازنتر شدن زنجیره و افزایش پایداری تولید کمک کند.
با این حال، مسیر فولاد خوزستان برای تبدیل شدن به یک تولیدکننده رقابتیتر در اقتصاد کمکربن، به اجرای همزمان چند مسیر وابسته است؛ تأمین برق پایدار، توسعه انرژی کمکربن، کاهش مصرف انرژی، افزایش بهرهوری، هوشمندسازی فرایندها و ایجاد نظام دقیق برای اندازهگیری و راستیآزمایی انتشار کربن.
مسئله اینجاست که بازار فولاد در حال تغییر است و «کربن» دیگر صرفاً یک شاخص زیستمحیطی نیست؛ به تدریج بخشی از هزینه، رقابتپذیری و دسترسی به بازار خواهد بود.
از این منظر، مزیت فولاد خوزستان در مسیر فولاد کمکربن از فناوری آغاز میشود، اما در فناوری متوقف نمیماند؛ نقطه تعیینکننده، جایی است که فناوری، انرژی پایدار و مدیریت دقیق کربن به یک مزیت اقتصادی واقعی تبدیل شوند.