به گزارش آفتاب صبح، گذار جهانی به سمت انرژیهای پاک بدون دسترسی پایدار به مواد معدنی حیاتی امکانپذیر نیست؛ موادی که از شبکههای برق و باتریها تا خودروهای برقی، توربینهای بادی و تجهیزات انرژی پاک، نقش مستقیم دارند. همین وابستگی باعث شده موضوع مواد معدنی حیاتی از یک مسئله تخصصی در صنعت معدن فراتر برود و به موضوعی مرتبط با امنیت صنعتی، فناوری و حتی ژئوپلیتیک تبدیل شود.
مواد معدنی و فلزات، پایه بخش قابلتوجهی از زیرساختهای زندگی مدرن و توسعه صنعتی هستند. بیش از ۴ هزار نوع ماده معدنی شناخته شده و فلزات در بخشهای مختلف اقتصاد کاربرد دارند. مواد معدنی موادی طبیعی با ترکیب شیمیایی و ساختار بلوری مشخص هستند که در پوسته زمین یافت میشوند و بسیاری از آنها حاوی عناصر فلزیاند. فلزاتی مانند آهن، لیتیوم و مس نیز از مواد معدنی و با استفاده از فرایندهای شیمیایی و فناورانه استخراج میشوند.
با این حال، «حیاتی» بودن یک ماده معدنی تعریف ثابت و یکسانی در جهان ندارد. دولتها و صنایع بر اساس نیازهای اقتصادی، فناوری، شرایط عرضه و اولویتهای راهبردی خود فهرستهای متفاوتی دارند. بهطور کلی، ماده معدنی زمانی حیاتی تلقی میشود که از یک سو برای توسعه اقتصادی و فناوری اهمیت داشته باشد و از سوی دیگر، تأمین آن به دلیل عواملی مانند کمیابی، تمرکز جغرافیایی عرضه یا ریسکهای ژئوپلیتیکی با تهدید مواجه باشد.
گذار انرژی؛ تقاضایی که فشار را بیشتر میکند
در مسیر گذار انرژی، مس، لیتیوم، نیکل، کبالت و عناصر نادر خاکی جایگاه ویژهای پیدا کردهاند. این مواد در تولید باتریها، خودروهای برقی، توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی و زیرساختهای مرتبط با انرژی پاک مورد استفاده قرار میگیرند.
میزان مصرف مواد معدنی در فناوریهای جدید نیز نشاندهنده ابعاد این تغییر است. یک خودروی برقی بهطور متوسط به ۶ برابر مواد معدنی بیشتر از یک خودروی متعارف نیاز دارد. همچنین یک توربین بادی خشکی بیش از ۱۰ برابر یک نیروگاه گازی با ضریب ظرفیت مشابه به منابع معدنی نیازمند است.
این افزایش مصرف، یک پرسش اساسی ایجاد میکند: اگر سرعت توسعه انرژیهای پاک افزایش یابد، آیا زنجیره معدن و فرآوری نیز توان پاسخگویی به این رشد تقاضا را خواهد داشت؟
تمرکز تولید؛ نقطه آسیبپذیر زنجیره
پاسخ به این پرسش با مسئله دیگری گره خورده است؛ تمرکز جغرافیایی تولید.
بخش قابلتوجهی از تولید برخی مواد معدنی حیاتی در تعداد محدودی از کشورها متمرکز شده است. چین بر تولید عناصر نادر خاکی تسلط دارد و جمهوری دموکراتیک کنگو نیز بخش عمده کبالت جهان را تأمین میکند.
این تمرکز، زنجیره تأمین را در برابر ریسکهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آسیبپذیر میکند. محدودیتهای صادراتی، اختلالات تجاری یا تغییر سیاست کشورهای تولیدکننده میتواند دسترسی صنایع مصرفکننده به مواد اولیه را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، جایگزینی این مواد همیشه ساده یا حتی امکانپذیر نیست. توسعه مواد جایگزین به زمان، سرمایهگذاری و پیشرفت فناوری نیاز دارد و همین موضوع باعث میشود تنوعبخشی به منابع تأمین و توسعه ظرفیتهای استخراج و فرآوری اهمیت بیشتری پیدا کند.
مواد معدنی حیاتی و توسعه پایدار
اهمیت این مواد تنها به صنعت انرژی محدود نمیشود. مواد معدنی حیاتی در بخشهایی مانند آب و بهداشت، انرژی پاک، صنعت و زیرساخت و همچنین مصرف و تولید مسئولانه نیز نقش دارند.
برای نمونه، زیرساختهای آبرسانی و تصفیه آب وابستگی بالایی به مس دارند. لیتیوم، کبالت و نیکل در تولید باتریهایی به کار میروند که برای ذخیره برق تولیدشده از منابع تجدیدپذیر اهمیت دارند. مس نیز در شبکههای برق، کابلها، موتورهای الکتریکی، سامانههای خورشیدی و توربینهای بادی کاربرد دارد و عناصر نادر خاکی در ساخت آهنرباهای توربینهای بادی و موتورهای الکتریکی استفاده میشوند.
اما افزایش استخراج بهتنهایی پاسخ این معادله نیست. توسعه زنجیره مواد معدنی حیاتی باید همزمان با استخراج مسئولانه، حفاظت از محیطزیست، رعایت حقوق جوامع محلی و کاهش آثار اجتماعی دنبال شود. استخراج غیراصولی میتواند بخشی از مزایای اقتصادی و زیستمحیطی مورد انتظار از این مواد را تحت تأثیر قرار دهد.
اقتصاد چرخشی؛ راهی برای کاهش فشار بر استخراج
در کنار توسعه ظرفیت استخراج و فرآوری، بازیافت میتواند بخشی از فشار ناشی از رشد تقاضا را کاهش دهد. فلزات برخلاف بسیاری از مواد، قابلیت بازیافت تقریباً نامحدود دارند و به همین دلیل یکی از پایههای اقتصاد چرخشی محسوب میشوند.
برآوردها نشان میدهد تقاضای نیکل و کبالت تا سال ۲۰۴۰ افزایش قابلتوجهی خواهد داشت و تقاضای مس تا سال ۲۰۵۰ دو برابر میشود.
در چنین شرایطی، بازیابی مواد معدنی از محصولات پایان عمر، از خودروهای برقی و توربینهای بادی گرفته تا سایر تجهیزات صنعتی، میتواند بخشی از نیاز به استخراج مواد جدید را کاهش دهد.
البته همه فناوریهای بازیافت به یک سطح از بلوغ نرسیدهاند. برخی فناوریهای مرتبط با بازیافت پنلهای خورشیدی همچنان در مراحل اولیه توسعه قرار دارند و برای رسیدن به مقیاس اقتصادی و صنعتی به سرمایهگذاری و توسعه فناوری نیاز دارند.
صنعت معدن نیز پیش از این برخی اصول اقتصاد چرخشی را در سطح معادن دنبال کرده است؛ از جمله کاهش باطله، بهینهسازی مصرف آب، بازسازی معادن تعطیلشده و بازیافت محصولات جانبی مانند تایرها. با این حال، تحقق اقتصاد چرخشی واقعی به بازنگری در نحوه تولید، استفاده و بازیابی فلزات نیاز دارد.
چالش اصلی؛ زنجیرهای که هنوز هماهنگ نیست
ناپایداری عرضه، آثار زیستمحیطی و اجتماعی، کمبود سرمایهگذاری، شکستهای بازار و ناهماهنگی سیاستها، از مهمترین چالشهای پیش روی زنجیره مواد معدنی حیاتی هستند.
تمرکز تولید در تعداد محدودی از کشورها، ضعف زیرساخت و تأمین مالی، نبود استانداردهای هماهنگ جهانی و همچنین نبود تفاوت قیمتی معنادار میان مواد معدنی تولیدشده بهصورت مسئولانه و غیرمسئولانه، توسعه پایدار این زنجیره را دشوار کرده است.
در طرف دیگر زنجیره نیز استخراج، فرآوری و دفع نادرست مواد معدنی میتواند پیامدهایی مانند تخریب محیطزیست، آلودگی و آسیبهای سلامت برای کارکنان و جوامع محلی ایجاد کند.
بازی آینده بر سر تأمین پایدار است
مسیر پیشروی مواد معدنی حیاتی تنها از دل افزایش استخراج عبور نمیکند. گسترش استخراج مسئولانه، تسهیل فرایندهای صدور مجوز، هماهنگسازی استانداردها، تقویت همکاریهای بینالمللی و ایجاد چارچوبهای مشترک برای تأمین اخلاقی، حفاظت از حقوق بشر و توزیع عادلانه منافع، از الزامات افزایش تابآوری این زنجیره است.
در نهایت، مواد معدنی حیاتی فقط نهاده فناوریهای انرژی پاک نیستند؛ آنها به بخشی از معادله آینده صنعت، اقتصاد دیجیتال و توسعه پایدار تبدیل شدهاند. بنابراین، رقابت آینده کشورها تنها بر سر داشتن ذخایر معدنی نخواهد بود، بلکه بر سر توان استخراج مسئولانه، فرآوری، بازیافت، ایجاد ارزش افزوده و تضمین امنیت زنجیره تأمین شکل خواهد گرفت.
برای صنعت معدن، پیام این تغییر روشن است: ذخیره معدنی بهتنهایی مزیت نیست؛ مزیت زمانی شکل میگیرد که یک کشور بتواند منابع خود را به زنجیرهای پایدار، رقابتپذیر و ارزشآفرین تبدیل کند.