به گزارش آفتاب صبح، تصور تعطیلی یا کاهش فعالیت همزمان حدود ۳ هزار شرکت صنعتی و در پی آن خطر تعدیل نیروی کارکنان، تنها یک سناریوی اقتصادی نیست؛ زنجیره تأمین ورق فولادی میتواند مستقیماً بر ادامه فعالیت طیف گستردهای از صنایع اثر بگذارد. در ماههای اخیر، تداوم جریان تأمین ورق توسط فولاد مبارکه مانع از شکلگیری چنین اختلالی در صنایع وابسته شده است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این ثبات میتواند در برابر ریسکهای آینده نیز پایدار بماند؟
فولاد مبارکه در نگاه نخست یک تولیدکننده ورق فولادی است، اما دامنه اثرگذاری آن فراتر از خطوط تولید این شرکت قرار دارد. از خودروسازان بزرگ و تولیدکنندگان لوازم خانگی تا کارگاههای کوچک برشکاری و واحدهای بستهبندی، مجموعهای از صنایع در زنجیرهای از وابستگی به ورق فولادی قرار دارند؛ زنجیرهای که هرگونه اختلال در آن میتواند به سرعت از بخش تولید به بازار کالا و اشتغال منتقل شود.
پشت هر ورق فولادی که در یک کارگاه برشکاری یا کارخانه تولید لوازم خانگی پردازش میشود، بخشی از اشتغال صنعتی و معیشت یک خانواده قرار دارد. از صنایع بزرگی مانند «لورچ» تا کوچکترین واحدهای بستهبندی، همه در زنجیرهای قرار گرفتهاند که سیاستهای عرضه و تأمین فولاد مبارکه در آن میتواند اثر مستقیم داشته باشد.
مسئله فقط ورق نیست؛ مسئله تداوم تولید است
در بررسی نقش شرکت فولاد مبارکه، یکی از نکات کلیدی، تأثیر تداوم تأمین ورق بر جلوگیری از تعدیل نیرو در صنایع پاییندستی است. طی سه تا چهار ماه اخیر، استمرار جریان تأمین ورق توسط فولاد مبارکه مانع از وقوع یک بحران گسترده در صنایع وابسته شده است.
این شبکه تأمین طیف وسیعی از صنایع را در بر میگیرد؛ از کارخانههای بزرگی نظیر «لورچ» گرفته تا صنایع کوچکتر مانند کارگاههای برشکاری، تولیدکنندگان لوازم خانگی و خودروسازان که احتمالاً حدود ۳ هزار شرکت مشتری به تأمین ورق این مجموعه وابسته هستند.
در چنین ساختاری، قطع یا اختلال در زنجیره تأمین تنها به کاهش خرید یک ماده اولیه منتهی نمیشود. صنایع پاییندستی در صورت توقف تولید، برای کاهش هزینههای جاری ممکن است به سمت تعدیل نیروهای عملیاتی حرکت کنند؛ از سوی دیگر، کاهش تولید میتواند توان این واحدها برای پرداخت بدهی به تأمینکنندگان و کارکنان را نیز تحت فشار قرار دهد.
از همین منظر، فولاد مبارکه صرفاً یک واحد تولیدی نیست و نقش یک پایگاه تأمین استراتژیک را نیز ایفا میکند. بنابراین تداوم عرضه ورق در ماههای اخیر، فراتر از یک تبادل تجاری، به معنای جلوگیری از یک ریزش گسترده در بازار کار صنعتی است.
سه لایه وابستگی به فولاد مبارکه
شبکه مشتریان فولاد مبارکه بخشهای مختلف اقتصاد صنعتی را پوشش میدهد و میتوان آن را در سه سطح بررسی کرد.
در لایه نخست، صنایع کلان و استراتژیک مانند خودروسازان و تولیدکنندگان لوازم خانگی قرار دارند. این صنایع وابستگی بالایی به تأمین ورق دارند و توقف جریان ورق در این سطح میتواند به توقف خطوط تولید محصولات نهایی منجر شود؛ اتفاقی که علاوه بر اشتغال صنایع بزرگ، بر قیمت کالاها و نرخ تورم نیز اثر میگذارد.
در لایه دوم، صنایع متوسط و تخصصی مانند تولیدکنندگان قطعات قرار دارند؛ واحدهایی که نقش پل میان ماده اولیه و محصول نهایی را ایفا میکنند. هرگونه وقفه در تأمین ورق برای این بخش میتواند به توقف سفارشها و در ادامه فشار مالی شدید بر واحدهای تولیدی منجر شود.
اما آسیبپذیرترین بخش در لایه سوم قرار دارد؛ صنایع خرد و کارگاههای تکمیلی مانند واحدهای برشکاری و بستهبندی. بسیاری از این واحدها با سرمایه کمتر و در مقیاس کوچک فعالیت میکنند و به همین دلیل، تحمل اختلال طولانیمدت در تأمین ماده اولیه برای آنها دشوارتر است.
برای این بخش، توقف تأمین ورق میتواند به معنای تعطیلی فوری کارگاه و اخراج مستقیم کارکنان باشد.
۳ هزار شرکت؛ یک عدد با تبعات اشتغال
بر اساس اطلاعات موجود، حدود ۳ هزار شرکت به طور مستقیم به تأمین ورق فولاد مبارکه وابسته هستند. در صورت عدم تداوم جریان تأمین، توقف تولید میتواند صنایع پاییندستی را برای کاهش هزینههای جاری به سمت تعدیل نیروهای عملیاتی سوق دهد.
از سوی دیگر، توقف تولید ممکن است توان این واحدها برای پرداخت بدهی به سایر تأمینکنندگان و کارکنان را کاهش دهد. در سناریوی دیگر نیز افزایش فشار برای واردات ورق با قیمتهای دلاری میتواند هزینه تولید را افزایش داده و در نهایت به گرانی محصولاتی مانند یخچال، ماشین لباسشویی و قطعات خودرو منجر شود.
بنابراین اهمیت تداوم تأمین ورق تنها در میزان تولید فولاد مبارکه یا حجم فروش این شرکت خلاصه نمیشود. مسئله اصلی، حفظ جریان تولید در حلقههای بعدی زنجیره است؛ حلقههایی که از صنایع بزرگ تا کارگاههای کوچک را در بر میگیرند.
از این منظر، جلوگیری از تعدیل نیرو در حدود ۳ هزار شرکت به معنای حفظ معیشت دهها هزار خانواده است. همین مسئله نشان میدهد سیاستهای مدیریتی فولاد مبارکه در حوزه فروش و عرضه، اثری فراتر از عملکرد یک شرکت دارد و میتواند مستقیماً با امنیت شغلی در سطح ملی گره بخورد.
در نهایت، چالش اصلی برای فولاد مبارکه تنها تولید ورق نیست؛ تداوم رساندن ورق به صنعتی است که بخش قابلتوجهی از اشتغال و تولید آن به این ماده اولیه وابسته است. هرچه این زنجیره گستردهتر باشد، اهمیت پایداری تأمین نیز بیشتر خواهد شد.