سهم آن در تولید برق و صنایع بهطور ساختاری کاهش یافته، هرچند این الگو در قاره آسیا متفاوت است. در آسیا، به دلیل منابع غنی زغالسنگ، عدم گذار به صنایع با مصرف انرژیهای کم کربن و نبود پروتکلهای سختگیرانه، مصرف این سوخت همچنان روند صعودی خود را حفظ کرده است. با این حال، آژانس بینالمللی انرژی تأکید دارد که اقتصادهای پیشرفته در حال کنار گذاشتن زغالسنگ در تولید برق هستند و همزمان با رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر، سهم زغالسنگ رو به افت است. این تحلیل نشان میدهد که جهان در حال گذار به سمت یک سبد انرژی پایدارتر است، جایی که زغالسنگ نقش حاشیهایتری ایفا میکند.
فشارهای اقلیمی و الزامات سیاسی؛ بزرگترین چالش زغالسنگ
یکی از کلیدیترین عوامل این افول، فشارهای اقلیمی و الزامات سیاسی است. پنل بیندولتی تغییرات اقلیمی (IPCC) تصریح میکند که برای محدود کردن گرمایش جهانی به دو درجه یا کمتر، باید از مصرف زغالسنگ بدون فناوری جذب و ذخیره کربن بهسرعت فاصله گرفت. این الزامات، پروژههای جدید زغالسنگ را متوقف میکنند و نیروگاههای موجود را زودتر از مدار خارج میسازند. این رویکرد، بیش از آنکه یک انتخاب اختیاری باشد، یک ضرورت جهانی است که کشورها را وادار به بازنگری در استراتژیهای انرژی خود میکند. در واقع، این فشارها نه تنها به محیط زیست کمک میکنند، بلکه سیاستهای انرژی را به سمت پایداری سوق میدهند، جایی که زغالسنگ به عنوان یک منبع پر کربن، دیگر جایی در آینده ندارد.
آلودگی هوا و هزینههای سلامت؛ هزینه پنهان سوختهای فسیلی
عامل دیگری که برجسته است، آلودگی هوا و هزینههای سلامت ناشی از سوختن زغالسنگ است. سازمان بهداشت جهانی مدعی است که سوختهای فسیلی از عوامل مهم آلودگی هوا هستند و این آلودگی با بیماریهای تنفسی، قلبی و مرگومیر زودرس مرتبط است. این جنبه، زغالسنگ را از یک سوخت ارزان به یک تهدید پرهزینه تبدیل میکند. در کشورهای صنعتی، جایی که استانداردهای سلامت و محیط زیستی سختگیرانهتر است، این هزینهها توجیه اقتصادی استفاده از زغالسنگ را زیر سؤال میبرند. تحلیل این عامل نشان میدهد که گذار از زغالسنگ نه تنها یک اقدام زیستمحیطی، بلکه یک سرمایهگذاری در سلامت عمومی است که میتواند بار اقتصادی ناشی از بیماریها را کاهش دهد.
اقتصاد و رقابتپذیری؛ برتری انرژیهای جایگزین
از منظر اقتصادی، رقابتپذیری انرژیهای جایگزین نقش محوری در کاهش وابستگی به زغالسنگ ایفا میکند. بانک جهانی اشاره دارد که انرژیهای پاک میتوانند در بسیاری از موارد تأمین برق ارزانتر و امنتری فراهم کنند، هرچند هزینه اولیه بالای سرمایهگذاری میتواند کشورها را در چرخه سوختهای فسیلی نگاه دارد. همچنین، آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده که سرمایهگذاری جهانی در برق و گذار انرژی نیازمند بیش از دو برابر سرمایهگذاری در نفت، گاز و زغالسنگ است. این آمارها حاکی از آن است که زغالسنگ در رقابت اقتصادی با تجدیدپذیرها عقب میماند، بهویژه در جایی که فناوریهای نوین هزینههای عملیاتی را پایین میآورند. علاوه بر این، تغییر زیرساخت و نیاز به شبکههای انعطافپذیرتر، با افزایش تولید برق از تجدیدپذیرها، سهم زغالسنگ را در سبد جهانی پایین میآورد و این روند را تسریع میکند.
روند نزولی در بخش صنعت؛ تفاوت آسیا و اقتصادهای پیشرفته
در بخش صنعت نیز، زغالسنگ فقط در بعضی کاربریها همچنان نقش دارد، اما روند کلی نزولی است. آژانس بینالمللی انرژی میگوید زغالسنگ هنوز در برخی اقتصادهای آسیایی برای امنیت برق و فرایندهای صنعتی مهم است، اما در اقتصادهای پیشرفته، تقاضای آن در حال عقبنشینی است و حتی در بخشهای صنعتی مثل فولاد و سیمان، رشد مصرف آن ضعیفتر شده است. این تمایز جغرافیایی نشاندهنده آن است که آسیا به عنوان یک استثنا عمل میکند، اما حتی در آنجا، فشارهای جهانی ممکن است به تدریج این روند را تغییر دهد. تحلیل کلی این است که زغالسنگ در صنایع، از یک ضرورت به یک گزینه محدود تبدیل شده، جایی که فناوریهای کم کربن و کارآمدتر جایگزین آن میشوند.
در نهایت، این عوامل – از فشارهای اقلیمی تا رقابت اقتصادی – تصویری از یک جهان در حال تحول ترسیم میکنند که در آن زغالسنگ به حاشیه رانده میشود. برای کشورهایی مانند ایران، که منابع معدنی غنی دارند، این روند فرصتی برای سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای نوین فراهم میکند تا از وابستگی به سوختهای سنتی فاصله بگیرند و به سمت یک اقتصاد پایدارتر حرکت کنند. این گذار، هرچند چالشبرانگیز، میتواند به عنوان یک محرک برای نوآوری در صنایع معدنی عمل کند و آیندهای سبزتر را تضمین نماید.