در روزهایی که کشور در شرایط جنگ و التهاب بهسر میبرد و رفتوآمد در شریانهای مواصلاتی با دشواری و تعلیق همراه بود، ماندن در چاردیواری اتاقهای مدیریتی تهران آسانترین به شمار میرفت؛ اما در بحران، تصمیمات سرنوشتساز نه پشت میزهای عافیت، که بر لبه خطوط تولید رقم میخورند. حضور میدانی دکتر فیض، مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران، در چنین روزهایی پاسخی روشن به نیاز روانی و صنعتی مجموعهای عظیم بود؛ پیامی عینی برای کارگران، مهندسان و مدیرانی که در خاک و غبار معادن ایستاده بودند، تا بدانند ستاد و صف در دل مخاطرات دوشادوش یکدیگرند. این روایت، بازخوانی سفرها و بازدیدهای رسمی مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ است؛ خطوطی از یک پایش مداوم، بیآنکه سفرهای غیررسمی دیگر او که دور از لنز دوربینها انجام شد به این دفتر افزوده شده باشد؛ که اگر آنها هم افزوده میشد آمار بیش از اینی بود که در ادامه میخوانید: