به گزارش آفتاب صبح، صنعت فولاد خوزستان را نمیتوان مجموعهای از کارخانههای مستقل دید که هرکدام جداگانه برای تأمین مواد اولیه، انرژی، حملونقل، بازار و منابع مالی تصمیمگیری میکنند. عملکرد هر حلقه، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر حلقههای دیگر اثر میگذارد.
پنجمین نشست میز فولاد استان نیز با طرح موضوعاتی از جمله تشکیل کنسرسیوم فولادی، همین مسئله را در سطحی فراتر از عملکرد یک شرکت مطرح کرد: چگونه میتوان ظرفیتهای موجود فولاد خوزستان را به یک زنجیره منسجمتر تبدیل کرد؟
فولاد خوزستان در سالهای اخیر برای کاهش بخشی از ریسکهای عملیاتی خود، پروژهها و برنامههایی در حوزه تولید، انرژی، فناوری و زیرساخت دنبال کرده است؛ از راهاندازی زمزم ۳ و توسعه فولاد شادگان تا سرمایهگذاری در نیروگاه و انرژی خورشیدی، بومیسازی تجهیزات و توسعه برنامههای زیستمحیطی.
با این حال، آمار مطرحشده از سوی مدیرعامل این شرکت در نشست اخیر، ابعاد یکی از مهمترین چالشهای زنجیره را نشان میدهد. فولاد خوزستان طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ به دلیل محدودیتهای انرژی حدود ۳.۵ میلیون تن تولید را از دست داده و سهم انرژی در هزینه تولید شمش نیز از حدود ۴ درصد به حدود ۲۵ درصد رسیده است.
این ارقام یک نکته مهم را برجسته میکند: حتی اگر یک شرکت برای کاهش ریسکهای خود سرمایهگذاری کند، بخشی از ریسک همچنان در سطح زنجیره باقی میماند.
تأثیر این مسئله را میتوان در صنایع پاییندستی نیز مشاهده کرد. در همین نشست، مدیرعامل نورد و لوله اهواز درباره اثر اختلال در تولید فولاد خوزستان بر تأمین مواد اولیه این شرکت سخن گفت؛ نمونهای از اینکه کاهش تولید یک حلقه میتواند فعالیت حلقههای بعدی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم فولادی را میتوان فراتر از یک همکاری میان چند شرکت بررسی کرد. مسئله اصلی این است که کدام بخشهای زنجیره قابلیت سرمایهگذاری یا مدیریت مشترک دارند؛ از زیرساخت انرژی و لجستیک گرفته تا تأمین مواد اولیه، خدمات فنی و مهندسی و تأمین مالی.
چنین مدلی البته زمانی قابلیت اجرا دارد که سهم هر شرکت، نوع سرمایهگذاری، منافع حاصل و سازوکار تصمیمگیری مشخص باشد. در غیر این صورت، کنسرسیوم در حد یک عنوان همکاری باقی خواهد ماند.
خوزستان از بسیاری از اجزای لازم برای شکلگیری یک زنجیره قدرتمند فولادی برخوردار است؛ شرکتهای بزرگ فولادی، صنایع پاییندستی، زیرساختهای بندری، بازارهای صادراتی، نیروی انسانی صنعتی و ظرفیتهای انرژی. چالش اصلی، نحوه اتصال مؤثر این ظرفیتها به یکدیگر است.
برای فولاد خوزستان، این مرحله میتواند تعریف تازهای از توسعه ایجاد کند؛ توسعهای که در کنار افزایش ظرفیت تولید، بر کاهش ریسک مشترک، افزایش تابآوری زنجیره و ایجاد همکاری میان حلقههای مختلف متمرکز باشد.
در چنین رویکردی، پرسش بعدی دیگر فقط این نیست که فولاد خوزستان چه میزان ظرفیت جدید ایجاد خواهد کرد؛ بلکه این است که چگونه میتواند ظرفیتهای موجود در زنجیره فولاد استان را به یک مزیت مشترک تبدیل کند.
این همان نقطهای است که بحث «اکوسیستم فولادی» از یک ایده مفهومی به یک موضوع قابل پیگیری برای سیاستگذار و مدیران صنعت تبدیل میشود.