ورود گندله گهرزمین به سازوکار گواهی سپرده کالایی در بورس کالای ایران، بدون شک یکی از مهمترین تحولات اخیر در پیوند میان صنعت معدن و بازار سرمایه است؛ رویدادی که از طرفی امکان تبدیل موجودی واقعی کالا به یک دارایی قابل معامله را فراهم میکند و از طرف دیگر، ظرفیت تازهای برای تأمین مالی، کشف قیمت و مدیریت نقدینگی در زنجیره فولاد به وجود میآورد.
اهمیت این اتفاق زمانی بیشتر میشود که عملکرد مالی اخیر گهرزمین نیز نشان میدهد این شرکت از پشتوانه عملیاتی و تولیدی قابل توجهی برخوردار است و ابزار جدید، بر بستر یک فعالیت واقعی و درآمدزا شکل گرفته است.
گندله؛ دارایی واقعی در مسیر تأمین مالی نوین
گواهی سپرده کالایی در حقیقت پل ارتباطی بین کالای موجود در انبار و بازار سرمایه ایجاد میکند. در این سازوکار، محصولی که در انبار مورد پذیرش بورس کالا قرار گرفته، به گواهی قابل معامله تبدیل میشود و مالکیت آن میتواند از طریق معاملات رسمی بازار سرمایه جابهجا شود. در مورد گهرزمین، انبار گندله این شرکت برای انجام معاملات گواهی سپرده کالایی پذیرش و گشایش یافته و بر اساس اطلاعات منتشرشده، هر گواهی معادل یک کیلوگرم گندله سنگ آهن با عیار ۶۵ درصد است.
ارزش حدود ۵ هزار میلیارد تومانی این پروژه، آن را به یکی از بزرگترین نمونههای اوراق بهادارسازی در زنجیره فولاد کشور تبدیل کرده است. نکته قابل توجه اینکه این ابزار صرفاً یک روش جدید برای معامله محصول نیست؛ بلکه میتواند بخشی از سرمایه در گردش شرکت را از مسیر بازار سرمایه تأمین کند و وابستگی بنگاههای بزرگ به روشهای سنتی تأمین مالی را کاهش دهد. تحلیلهای اخیر کارشناسان نیز عمدتاً بر همین جنبه تمرکز دارد و از این رویداد به عنوان توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر کالا در صنعت فولاد ارزیابی میشود.
از منظر صنعت نیز مزیت مهم دیگر، افزایش شفافیت در معاملات است. وقتی کالایی استاندارد و قابل تحویل، پشتوانه یک ابزار بورسی قرار میگیرد، امکان مشاهده قیمت در یک بازار رسمی افزایش مییابد و بخشی از فرایند مبادله از سازوکارهای سنتی به بستری شفافتر منتقل میشود. همین ویژگی میتواند در آینده زمینه را برای توسعه ابزارهای مالی مشابه در سایر حلقههای زنجیره معدن و فولاد فراهم کند.
عملکرد مالی"کگهر" پشتوانه توسعه ابزارهای جدید
نگاهی به گزارشهای اخیر کدال نشان میدهد حرکت گهرزمین به سمت ابزارهای نوین مالی، جدا از عملکرد عملیاتی شرکت نیست. بر اساس صورتهای مالی تلفیقی حسابرسیشده دوره ششماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، درآمدهای عملیاتی شرکت به 470 هزار و 970 میلیارد ریال رسیده که در مقایسه با دوره مشابه سال گذشته 40 درصد رشد داشته است. در همین دوره، سود ناخالص تلفیقی با رشد 33 درصدی به حدود 140 هزار و 432 میلیارد ریال و سود عملیاتی تلفیقی با رشد 48 درصدی به حدود 136 هزار و 157 میلیارد ریال رسید. سود شناساییشده تلفیقی هم با رشد ۳۸ درصدی، ۱۱۴ هزار و ۲۱۵ میلیارد ریال گزارش شده است.
عملکرد ماههای بعد نیز تصویر مثبتی از تداوم فعالیت شرکت ارائه میکند. طبق گزارش فعالیت مرداد ماه، گهرزمین در این ماه ۹۲ هزار و ۱۶۶ میلیارد ریال فروش ثبت کرده و مجموع درآمد فروش هشتماهه شرکت به ۷۱۶ هزار و ۸۵۷ میلیارد ریال رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با دوره مشابه سال قبل ۶۵ درصد افزایش نشان میدهد.
این ارقام اهمیت رویداد اخیر بورس کالا را دوچندان میکند. شرکتی که همزمان از ظرفیت تولید و فروش قابل توجه برخوردار است، اکنون میتواند بخشی از دارایی کالایی خود را نیز به ابزاری برای افزایش نقدشوندگی و تأمین مالی تبدیل کند. بنابراین، گواهی سپرده گندله را میتوان حلقهای مکمل در کنار عملیات تولید و فروش گهرزمین قلمداد کرد؛ حلقهای که ظرفیت استفاده مؤثرتر از سرمایه در گردش را افزایش میدهد.
از طرف دیگر، توسعه این ابزار میتواند برای کل زنجیره فولاد پیام مثبتی داشته باشد. ورود تدریجی کالاهای پایه به بازارهای رسمی، میتواند موجب افزایش امکان ایجاد دادههای شفافتر درباره قیمت و حجم معاملات شود و در صورت استقبال فعالان بازار، میتواند زمینهساز طراحی ابزارهای مالی جدید برای سایر مواد اولیه صنعت فولاد شود. آغاز معاملات گواهی سپرده گندله گهرزمین نیز در همین زمینه به عنوان گامی برای توسعه ابزارهای معاملاتی و مالی زنجیره فولاد ارزیابی شده است.
در مجموع، اقدام گهرزمین را میتوان ترکیبی از قدرت عملیاتی، استفاده از ظرفیت بازار سرمایه و حرکت به سمت مدیریت مدرن داراییها دانست. اهمیت این پروژه فقط در رقم حدود ۵ هزار میلیارد تومان خلاصه نمیشود؛ ارزش اصلی آن در ایجاد الگویی است که میتواند مسیر استفاده از داراییهای واقعی برای تأمین مالی و افزایش شفافیت را در صنایع معدنی و فولادی کشور توسعه دهد.