به گزارش آفتاب صبح، دوازدهم آبانماه ۱۳۸۰، رهبر شهید انقلاب اسلامی در جریان بازدید از مجتمع فولاد مبارکه، از نزدیک در جریان فرایندهای تولید، ظرفیتهای صنعتی و برنامههای توسعهای این مجموعه قرار گرفتند. بازخوانی این رویداد در کنار تحولات دو دهه بعد، فرصتی برای بررسی نقش صنایع مادر در شکلگیری زیرساختهای اقتصادی، توسعه فناوری و افزایش ظرفیت تولید ملی فراهم میکند.
فولاد مبارکه که عملیات احداث آن در سالهای جنگ تحمیلی آغاز شده و از سال ۱۳۷۲ به بهرهبرداری رسیده بود، در زمان این بازدید سالانه حدود سه میلیون تن محصولات فولادی تخت شامل کلاف و ورق گرم و سرد تولید میکرد.
در جریان این بازدید، مراحل مختلف تولید از ورود سنگآهن و تبدیل آن به گندله و آهن اسفنجی تا ذوب در کورههای قوس الکتریکی، تولید تختال و نورد تشریح شد. همچنین طرحهای توسعهای مجموعه از جمله افزایش ظرفیت نورد سرد از ۷۰۰ هزار تن به یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تن، احداث واحد گالوانیزه و تولید ورقهای موردنیاز صنایع بستهبندی غذایی مطرح شد؛ طرحهایی که با هدف افزایش ظرفیت کل مجتمع به چهار میلیون تن دنبال میشدند.
اهمیت این بازدید را میتوان در توجه به جایگاه صنعت فولاد در توسعه اقتصادی کشور ارزیابی کرد؛ صنعتی که علاوه بر تأمین مواد اولیه بسیاری از بخشهای تولیدی، با صنایع معدنی، انرژی، حملونقل، ساختمان و صنایع ماشینسازی ارتباط مستقیم دارد.
خصوصیسازی و تغییر ساختار اقتصادی صنایع مادر
یکی از تحولات مهم در مسیر توسعه فولاد مبارکه، تغییر ساختار مالکیت و تأمین مالی صنایع بزرگ در چارچوب سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی بود.
ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ در سال ۱۳۸۴ و ابلاغ بند «ج» این سیاستها در سال ۱۳۸۵، مسیر واگذاری بخشی از بنگاههای بزرگ اقتصادی را از طریق سازوکارهای بازار سرمایه هموار کرد.
ورود فولاد مبارکه به بورس تهران در بهمنماه ۱۳۸۵، یکی از نقاط عطف این تحول بود. حضور در بازار سرمایه، زمینه افزایش شفافیت اطلاعاتی، دسترسی به ابزارهای تأمین مالی و تغییر ساختار مدیریتی و اقتصادی این مجموعه را فراهم کرد.
در ادامه، فولاد مبارکه از قالب یک مجتمع تولیدی منفرد فاصله گرفت و بهتدریج در مسیر شکلگیری یک گروه صنعتی با فعالیت در بخشهای مختلف زنجیره فولاد حرکت کرد.
البته ارزیابی نتایج خصوصیسازی صرفاً با ورود به بورس امکانپذیر نیست و شاخصهایی مانند بهرهوری سرمایه، کیفیت مدیریت، بازدهی داراییها، سرمایهگذاری توسعهای و عملکرد رقابتی نیز باید در این ارزیابی مورد توجه قرار گیرند.
اقتصاد مقاومتی و ضرورت تکمیل زنجیره ارزش
ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در سال ۱۳۹۲، یکی دیگر از نقاط اثرگذار بر جهتگیری صنایع مادر کشور بود.
تأکید بر درونزایی، توسعه ظرفیتهای دانشبنیان، کاهش وابستگی به واردات و افزایش ارزش افزوده تولید داخلی، برای صنعت فولاد به معنای اهمیت بیشتر تکمیل زنجیره تولید و توسعه فناوریهای بومی بود.
در این چارچوب، توسعه فعالیتها از بخشهای معدنی و مواد اولیه تا تولید محصولات فولادی میانی و نهایی، اهمیت راهبردی پیدا کرد.
صنعت فولاد ایران با توسعه فناوری احیای مستقیم و گسترش ظرفیت تولید آهن اسفنجی، توانست جایگاه مهمی در تولید این محصول در جهان به دست آورد. همچنین رشد ظرفیت تولید فولاد خام کشور، جایگاه ایران را در میان تولیدکنندگان بزرگ جهانی ارتقا داد.
بر اساس آمار مطرحشده در متن مبنا، تولید فولاد خام ایران از حدود ۵۰۰ هزار تن پیش از انقلاب به بیش از ۳۲ میلیون تن رسیده است؛ رشدی که توسعه زیرساختهای تولید، سرمایهگذاری در صنایع معدنی و فولادی و شکلگیری توان فنی داخلی در آن نقش داشتهاند.
بااینحال، توسعه کمی تولید بهتنهایی معیار بلوغ صنعتی نیست. دستیابی به محصولات با ارزش افزوده بالاتر، توسعه ورقهای خاص، ارتقای بهرهوری انرژی، کاهش هزینه تولید و افزایش رقابتپذیری در بازارهای صادراتی، از جمله شاخصهایی هستند که آینده صنعت فولاد ایران را تعیین میکنند.
از تولید فولاد تا سرمایهگذاری در زیرساختهای ملی
یکی از تحولات قابل توجه در عملکرد صنایع بزرگی مانند فولاد مبارکه، ورود به حوزه سرمایهگذاری در زیرساختهای حیاتی کشور است.
افزایش نیاز صنایع به انرژی، آب و زیرساختهای حملونقل، محدودیت منابع عمومی و ضرورت تأمین پایدار نهادههای تولید، شرکتهای بزرگ صنعتی را به سمت سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی سوق داده است.
در این میان، طرح انتقال آب از دریای عمان به فلات مرکزی، سرمایهگذاری در میادین گازی و توسعه نیروگاههای اختصاصی، از جمله محورهایی هستند که در ارتباط با برنامههای توسعهای فولاد مبارکه مورد توجه قرار گرفتهاند.
سرمایهگذاری در نیروگاه سیکل ترکیبی با ظرفیت ۹۱۴ مگاوات و احداث نیروگاه خورشیدی بزرگ، بخشی از برنامه این مجموعه برای افزایش پایداری تأمین انرژی و کاهش وابستگی به شبکه سراسری برق عنوان شده است.
اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر مشخص میشود که محدودیت انرژی به یکی از چالشهای اصلی تولید فولاد در کشور تبدیل شده است. توقف یا کاهش فعالیت واحدهای فولادی در دورههای محدودیت برق و گاز، علاوه بر کاهش تولید، بر هزینههای ثابت، تعهدات فروش و عملکرد اقتصادی شرکتها نیز اثر میگذارد.
از این منظر، ورود صنایع بزرگ به سرمایهگذاری زیرساختی را میتوان بخشی از راهبرد حفظ استمرار تولید دانست؛ هرچند میزان اثربخشی این سرمایهگذاریها به زمان بهرهبرداری، ظرفیت واقعی تأمین انرژی و سهم آنها در پوشش نیاز مجموعه وابسته است.
بومیسازی و دانشبنیانها؛ پشتوانه تابآوری صنعتی
یکی از مهمترین معیارهای سنجش توان صنعتی کشور، میزان وابستگی خطوط تولید به تجهیزات، قطعات و فناوریهای خارجی است.
تجربه محدودیتهای ناشی از تحریم نشان داده است که دسترسی به قطعات راهبردی، خدمات فنی و دانش طراحی تجهیزات، میتواند در استمرار فعالیت صنایع بزرگ تعیینکننده باشد.
در فولاد مبارکه نیز توسعه همکاری با شرکتهای دانشبنیان، سازندگان داخلی و مجموعههای فنی و مهندسی، در سالهای گذشته بخشی از مسیر کاهش وابستگی به خارج بوده است.
این ظرفیت در شرایط بحرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا بازسازی تجهیزات آسیبدیده و بازگرداندن واحدهای تولیدی به مدار، به دانش فنی، مستندات مهندسی، توان ساخت قطعات و هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان نیاز دارد.
تجربه بازسازی واحدهای آسیبدیده فولاد مبارکه پس از جنگ رمضان، نمونهای از اهمیت این زیرساخت دانشی و فنی است.
در جریان بررسی این تجربه، مدیران ارشد مجموعه بر نقش مستندات مهندسی، آمادگی سازندگان داخلی، مهندسی معکوس و توان متخصصان بومی در تسریع عملیات بازسازی تأکید کردند. همچنین اعلام شد بیش از ۹۹ درصد تجهیزات خود کورهها بومیسازی شده بود و آمادگی قبلی شرکتهای سازنده داخلی، در تأمین قطعات موردنیاز نقش مؤثری داشت.
این تجربه نشان میدهد که بومیسازی زمانی به مزیت راهبردی تبدیل میشود که از سطح ساخت قطعه فراتر برود و طراحی، تعمیرات تخصصی، مهندسی، تأمین و پشتیبانی فنی را نیز دربرگیرد.
جنگ رمضان؛ آزمون توان بازیابی تولید
آسیبدیدن زیرساختهای صنعتی در جریان جنگ رمضان، اهمیت تابآوری در صنایع مادر را بیش از گذشته آشکار کرد.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی تنها میزان خسارت واردشده نیست؛ بلکه توان مجموعه برای ارزیابی سریع آسیبها، تأمین تجهیزات، سازماندهی نیروهای متخصص و بازگرداندن خطوط تولید به چرخه بهرهبرداری اهمیت پیدا میکند.
تجربه فولاد مبارکه نشان داد که برخورداری از ظرفیت مهندسی داخلی و ارتباط مستمر با سازندگان قطعات، میتواند مسیر بازسازی را تسهیل کند.
از سوی دیگر، بازسازی واحدهای آسیبدیده فرصتی برای بازنگری در طراحی تجهیزات و اصلاح نقاط آسیبپذیر نیز فراهم کرد. در این فرایند، موضوعاتی مانند بهروزرسانی فناوری، بهینهسازی مصرف انرژی، توسعه زیرساختهای مستقل و توجه به پدافند غیرعامل مورد توجه قرار گرفت.
اهمیت این تجربه برای صنعت فولاد کشور در آن است که تابآوری تولید باید پیش از وقوع بحران در ساختار فنی و مدیریتی بنگاهها شکل گرفته باشد. مستندسازی تجهیزات، آموزش نیروی انسانی، بومیسازی قطعات حساس و آمادهسازی زنجیره تأمین، از جمله مؤلفههایی هستند که میتوانند زمان توقف خطوط تولید را کاهش دهند.
درسهای فولاد مبارکه برای آینده صنعت ایران
بازخوانی مسیر فولاد مبارکه از بازدید تاریخی ۱۲ آبان ۱۳۸۰ تا تحولات امروز، چند محور مهم را برای سیاستگذاری صنعتی کشور برجسته میکند.
نخست، توسعه صنایع مادر به سرمایهگذاری بلندمدت و نگاه زنجیرهای نیاز دارد. رشد یک مجتمع فولادی بدون توسعه زیرساختهای معدنی، انرژی، حملونقل و فناوری امکانپذیر نیست.
دوم، خصوصیسازی و حضور در بازار سرمایه زمانی به توسعه صنعتی منجر میشود که با افزایش بهرهوری، سرمایهگذاری مولد، شفافیت و ارتقای رقابتپذیری همراه باشد.
سوم، بومیسازی تجهیزات و توسعه شرکتهای دانشبنیان باید بهعنوان بخشی از راهبرد امنیت تولید دنبال شود؛ زیرا وابستگی به تجهیزات و خدمات تخصصی خارجی میتواند در شرایط تحریم یا بحران، استمرار فعالیت خطوط تولید را با مخاطره مواجه کند.
چهارم، صنایع بزرگ باید در کنار توسعه ظرفیت تولید، برای تأمین پایدار انرژی و آب نیز برنامهریزی کنند. سرمایهگذاری در زیرساختهای مستقل و استفاده از فناوریهای کممصرف، از الزامات استمرار تولید در سالهای آینده خواهد بود.