به گزارش آفتاب صبح، به نقل از روابط عمومی فولاد خوزستان، صنعت فولاد از جمله بخشهایی است که استمرار فعالیت آن به تأمین پایدار انرژی وابستگی مستقیم دارد. در این صنعت، برق و گاز صرفاً نهادههای مصرفی نیستند، بلکه از الزامات اصلی حفظ فرایند تولید، بهرهبرداری اقتصادی از تجهیزات و ایفای تعهدات تجاری محسوب میشوند. شرکت فولاد خوزستان بهعنوان یکی از مجموعههای مهم زنجیره فولاد کشور، با ساختاری یکپارچه از تولید آهن اسفنجی تا فولادسازی، ریختهگری و تولید شمش فعالیت میکند. در چنین ساختاری، عملکرد هر واحد به فعالیت سایر بخشها وابسته است و هرگونه محدودیت در تأمین انرژی میتواند تعادل عملیاتی مجموعه را تحت تأثیر قرار دهد. اختلال در زنجیره تولید و کاهش بهرهوری فرایند تولید در فولاد خوزستان به هماهنگی مستمر میان واحدهای احیای مستقیم، فولادسازی و ریختهگری نیاز دارد. محدودیت گاز در واحدهای احیا و محدودیت برق در بخشهای مختلف تولید، میتواند برنامه عملیاتی کارخانه را با اختلال مواجه کند و امکان استفاده کامل از ظرفیت نصبشده را کاهش دهد. این شرایط علاوه بر کاهش تولید، پیامدهای فنی و اقتصادی دیگری نیز دارد. توقف و راهاندازی مجدد خطوط صنعتی، بهویژه در فرایندهای پیوسته، مستلزم رعایت ملاحظات فنی و عملیاتی است و میتواند هزینههای تعمیرات و نگهداری را افزایش دهد. همچنین ناپایداری برنامه تولید، مدیریت مواد اولیه، موجودی محصولات و زمانبندی تحویل سفارشها را دشوارتر میکند. افزایش هزینه تمامشده و فشار بر سودآوری یکی از آثار کمتر دیدهشده ناترازی انرژی، افزایش هزینههای تولید است. هنگامی که محدودیت برق و گاز موجب کاهش ظرفیت بهرهبرداری میشود، هزینههای ثابت کارخانه بر حجم کمتری از محصول سرشکن خواهد شد. در نتیجه، هزینه تمامشده تولید افزایش مییابد و حاشیه سود شرکت تحت فشار قرار میگیرد. از سوی دیگر، تغییرات ناخواسته در برنامه تولید، هزینههای سربار و نگهداری تجهیزات را افزایش میدهد و امکان برنامهریزی دقیق برای استفاده اقتصادی از ظرفیتهای صنعتی را محدود میکند. این موضوع در شرایط رقابت فشرده بازار فولاد اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا تولیدکنندگان برای حفظ سهم بازار، علاوه بر کیفیت محصول، باید در کنترل هزینه و زمان تحویل نیز عملکرد قابل اتکایی داشته باشند. صادرات و ارزآوری در معرض محدودیت تولید فولاد خوزستان از بازیگران مهم زنجیره تولید و صادرات فولاد ایران است. بنابراین، اختلال در ظرفیت تولید این مجموعه میتواند بر توان عرضه محصولات و برنامههای حضور در بازارهای صادراتی تأثیر بگذارد. در تجارت بینالمللی فولاد، استمرار عرضه، کیفیت محصول، قیمت رقابتی و پایبندی به زمان تحویل از عوامل تعیینکننده حفظ مشتریان و بازارهای هدف هستند. کاهش قابلیت پیشبینی تولید در اثر محدودیت انرژی، مدیریت تعهدات تجاری را دشوار میکند و میتواند قدرت رقابت صادرکنندگان را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، ناترازی انرژی تنها یک مسئله عملیاتی در داخل کارخانه نیست؛ بلکه میتواند بر درآمدهای ارزی، گردش مالی و منابع مورد نیاز برای اجرای طرحهای توسعهای نیز اثرگذار باشد. پیامدهای اقتصادی فراتر از کارخانه دامنه تأثیر فعالیت فولاد خوزستان به واحدهای تولیدی این شرکت محدود نمیشود. پیمانکاران، تأمینکنندگان مواد اولیه، شرکتهای حملونقل، مجموعههای خدمات فنی و کسبوکارهای مرتبط، بخشی از شبکه اقتصادی وابسته به استمرار فعالیت این مجموعه هستند. کاهش تولید میتواند تقاضا برای خدمات و محصولات این شبکه را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای آن در گردش مالی بنگاههای وابسته و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم نمایان شود. به همین دلیل، پایداری تولید در فولاد خوزستان و دیگر صنایع مادر، موضوعی فراتر از عملکرد یک بنگاه اقتصادی است و با حفظ زنجیره ارزش صنعتی و ظرفیت اشتغال کشور ارتباط دارد. ضرورت بازنگری در سیاست تأمین انرژی صنایع
تجربه صنایع انرژیبر نشان میدهد که برخورداری از ظرفیت اسمی بالا، بدون دسترسی مطمئن به زیرساختهای انرژی، تضمینکننده تحقق اهداف تولیدی نیست. ازاینرو، مدیریت ناترازی باید از راهکارهای مقطعی فراتر برود و در قالب برنامهای بلندمدت برای توسعه زیرساختهای انرژی دنبال شود. سرمایهگذاری در افزایش ظرفیت تولید برق و گاز، تقویت شبکه انتقال، بهینهسازی مصرف، توسعه نیروگاههای اختصاصی و استفاده از فناوریهای کممصرف، از جمله اقداماتی است که میتواند آسیبپذیری صنایع بزرگ را کاهش دهد. در کنار توسعه زیرساختها، تدوین سازوکارهای شفاف و قابل پیشبینی برای مدیریت محدودیت انرژی نیز اهمیت دارد. صنایع برای تنظیم برنامه تولید، فروش، صادرات و سرمایهگذاری به چشماندازی روشن از میزان و زمان دسترسی به انرژی نیاز دارند.