عملکرد استخراج در معدن اصلی چادرملو، یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی وضعیت عملیاتی این مجموعه معدنی است. کاهش استخراج از ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تن به یک میلیون و ۶۰۰ هزار تن در هشتمین ماه سال مالی، نشان میدهد که معدن اصلی با افت قابلتوجهی در حجم برداشت مواجه شده است؛ موضوعی که نمیتوان آن را صرفاً یک نوسان عددی در آمار تولید تلقی کرد و باید آن را در چارچوب وضعیت ذخایر، محدودیتهای فنی استخراج و راهبرد توسعه جبهههای جدید بررسی کرد. در معادن روباز، افت استخراج میتواند تحت تأثیر عواملی همچون افزایش نسبت باطلهبرداری، تغییر هندسه پیت، کاهش دسترسی به تودههای پرعیار، محدودیت تجهیزات و حملونقل یا تغییر در برنامهریزی استخراج قرار گیرد. با این حال، بدون انتشار دادههای تفصیلی درباره عیار ماده معدنی، نسبت باطلهبرداری، ظرفیت ناوگان و برنامه استخراج، نمیتوان سهم هر یک از این عوامل را در افت ثبتشده چادرملو مشخص کرد. توسعه معادن جدید؛ راهکار جبران افت معدن اصلی چادرملو در سالهای اخیر توسعه جبهههای معدنی جدید را در دستور کار قرار داده است. معدن D19 و آنومالی ۱۰ از جمله محورهای این برنامه هستند که میتوانند در تأمین خوراک و حفظ ظرفیت عملیاتی مجموعه نقشآفرینی کنند. بر اساس گزارشهای منتشرشده از اظهارات مدیرعامل چادرملو، در پنجماهه نخست سال ۱۴۰۵، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تن ماده معدنی از D19 استخراج شده و میزان استخراج از آنومالی ۱۰ نیز به یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن رسیده است؛ درحالیکه این رقم در دوره مشابه سال قبل ۱۲۰ هزار تن بود. این ارقام از رشد فعالیت استخراجی در جبهههای جدید حکایت دارند، اما برای ارزیابی میزان موفقیت راهبرد جایگزینی ذخایر، مقایسه حجم استخراج بهتنهایی کافی نیست. کیفیت و عیار ماده معدنی، هزینه تمامشده استخراج، نسبت باطلهبرداری، ظرفیت حمل و میزان آمادگی زیرساختهای فرآوری نیز باید در کنار تناژ برداشت بررسی شوند. نکته مهم دیگر، وضعیت معدن چاهگز است. طبق همان گزارش، استخراج از این محدوده به دلیل ضرورت انجام عملیات باطلهبرداری هنوز آغاز نشده بود. بنابراین، چاهگز را در شرایط فعلی نمیتوان بهعنوان یک منبع فعال تولید در محاسبات جبران افت معدن اصلی منظور کرد. باطلهبرداری؛ هزینه پنهان توسعه جبهههای جدید افزایش فعالیت در معادن جدید، بدون توجه به حجم باطلهبرداری، تصویر کاملی از وضعیت اقتصادی استخراج ارائه نمیدهد. در پنجماهه نخست سال ۱۴۰۵، حجم باطلهبرداری در آنومالی ۱۰ از ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تن در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۱۳ میلیون تن رسیده است. همچنین در D19، ۱۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تن باطلهبرداری گزارش شده است. این ارقام نشان میدهد که توسعه جبهههای جدید با عملیات سنگین آمادهسازی و دسترسی به ذخیره همراه است. باطلهبرداری، اگرچه پیشنیاز استمرار استخراج در معادن روباز محسوب میشود، اما بر هزینههای عملیاتی، نیاز به ماشینآلات، مصرف سوخت و زمان دسترسی به ماده معدنی اثر مستقیم دارد. از این منظر، رشد تناژ استخراج در D19 و آنومالی ۱۰ زمانی به یک دستاورد پایدار تبدیل میشود که نسبت ماده معدنی استخراجشده به باطلهبرداری، روند هزینههای استخراج و قابلیت تأمین خوراک کارخانهها نیز وضعیت قابلقبولی داشته باشد. استخراج زیرزمینی؛ برنامهای برای افق عمیقتر معدن در کنار توسعه جبهههای روباز، چادرملو مطالعات فنی و اقتصادی ذخایر T1 و T2 را در اعماق بیش از ۳۰۰ متر انجام داده و از برنامه خود برای ورود به مرحله عقد قرارداد و آغاز عملیات استخراج زیرزمینی در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ خبر داده است. ورود به استخراج زیرزمینی میتواند بخشی از پاسخ بلندمدت به محدودیتهای توسعه پیت روباز باشد؛ اما تحقق این هدف به مطالعات دقیق زمینشناسی و ژئوتکنیکی، طراحی شبکه دسترسی، انتخاب روش استخراج، تأمین تجهیزات تخصصی، تهویه، ایمنی و ارزیابی اقتصادی پروژه وابسته است. بنابراین، اعلام انجام مطالعات یا برنامه عقد قرارداد را نباید معادل آغاز استخراج زیرزمینی دانست. آنچه اهمیت دارد، انتشار زمانبندی اجرایی، میزان سرمایهگذاری، ظرفیت هدف و مراحل واقعی پیشرفت پروژه است.
مسئله فقط افت تناژ نیست، مسئله پایداری زنجیره تأمین است افت حدود ۵۴ درصدی استخراج از معدن اصلی چادرملو، در کنار افزایش برداشت از D19 و آنومالی ۱۰، یک پرسش راهبردی را پیش روی این مجموعه قرار میدهد: آیا توسعه جبهههای جدید با سرعت و صرفه اقتصادی لازم پیش میرود تا افت معدن اصلی را جبران کند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند انتشار یک تصویر یکپارچه از عملکرد معادن است؛ تصویری که در آن میزان استخراج هر معدن، حجم باطلهبرداری، عیار متوسط ماده معدنی، هزینه استخراج هر تن، ظرفیت حمل و میزان تحویل خوراک به کارخانههای فرآوری در کنار یکدیگر قرار گیرند. هدفگذاری استخراج پنج میلیون تن از مجموع D19، آنومالی ۱۰ و چاهگز تا پایان سال ۱۴۰۵ نیز باید با عملکرد واقعی این جبههها و وضعیت آمادهسازی چاهگز سنجیده شود. تحقق این هدف تنها با اعلام برنامه توسعه قابل ارزیابی نیست و به گزارشهای دورهای و تفکیکشده از عملکرد هر معدن نیاز دارد. از سوی دیگر، باید روشن شود چه سهمی از افت معدن اصلی ناشی از محدودیتهای طبیعی و فنی ذخیره و چه سهمی ناشی از عوامل اجرایی و عملیاتی است. پاسخ به این موضوع میتواند مشخص کند که چادرملو در حال مدیریت یک دوره گذار برنامهریزیشده میان معادن قدیمی و ذخایر جدید است یا با چالشهایی در آمادهسازی و بهرهبرداری از جبهههای جایگزین روبهروست. برای مجموعهای با جایگاه چادرملو در زنجیره سنگآهن و فولاد کشور، پایداری تولید به توانایی حفظ جریان خوراک در بلندمدت وابسته است. از این رو، ارزیابی عملکرد این شرکت باید از مقایسه ساده تناژ استخراج فراتر برود و میزان آمادگی ذخایر جایگزین برای تأمین مستمر و اقتصادی مواد اولیه را در مرکز توجه قرار دهد.