کد خبر : 291043 تاریخ : 1405/8/12 - 16:01
تأکید مدیرعامل فولاد مبارکه بر ضرورت هماهنگی در سیاست‌های قیمت‌گذاری زنجیره فولاد هشدار درباره انتقال تورم به صنایع پایین‌دستی؛ فولادسازان برای مهار فشار قیمتی هم‌مسیر می‌شوند؟ افزایش نرخ ارز و رشد هزینه‌های تولید، فشار مضاعفی بر حلقه‌های مختلف زنجیره فولاد وارد کرده است؛ شرایطی که در صورت نبود هماهنگی میان تولیدکنندگان، می‌تواند به تشدید تورم نهاده‌های میانی و افزایش هزینه تمام‌شده صنایع پایین‌دستی منجر شود. سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در نشست هم‌اندیشی فولادسازان کشور، بر ضرورت اتخاذ تدابیر مشترک برای کنترل شتاب افزایش قیمت‌ها و جلوگیری از انتقال فشار هزینه‌ای به مصرف‌کنندگان نهایی تأکید کرد.

به گزارش آفتاب صبح، زنجیره فولاد به دلیل پیوستگی فنی و اقتصادی حلقه‌های تولید، از حساسیت بالایی نسبت به تغییرات قیمت مواد اولیه و نهاده‌های تولید برخوردار است. تغییر قیمت در یک بخش، به‌ویژه در حلقه‌های بالادستی، می‌تواند با فاصله‌ای کوتاه به سایر بخش‌ها منتقل شود و هزینه تولید محصولات میانی و نهایی را افزایش دهد.

در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز و رشد هزینه‌های تمام‌شده، ضرورت بازنگری در نحوه تعامل تولیدکنندگان و سیاست‌های مدیریت قیمت را بیش از گذشته برجسته کرده است؛ موضوعی که در نشست هم‌اندیشی فولادسازان کشور در حاشیه سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۵ مورد توجه قرار گرفت.

سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در این نشست با اشاره به شرایط تحریمی و تورمی اقتصاد کشور، بر ضرورت تدبیر مشترک فعالان صنعت فولاد برای کنترل سرعت افزایش هزینه‌ها و قیمت‌ها تأکید کرد.

وی با بیان اینکه افزایش نرخ ارز و هزینه‌های تمام‌شده فشار مضاعفی بر بخش‌های مختلف زنجیره وارد کرده است، اظهار کرد: با وجود اعتقاد به شفافیت قیمت‌ها در بورس کالا، شرایط خاص تحریم و فشارهای اقتصادی، اتخاذ مدل‌های مقتضی و مراقبت بیشتر برای کنترل سرعت رشد تورم در زنجیره فولاد را ضروری کرده است.

زرندی همچنین با اشاره به اهمیت اصلاح قیمت مواد اولیه و تأثیر آن بر سایر نهاده‌ها از جمله آهن اسفنجی و اسلب، بر پیوستگی زنجیره فولاد و ضرورت مدیریت هماهنگ هزینه‌ها تأکید کرد.

به گفته مدیرعامل فولاد مبارکه، اثرگذاری متقابل حلقه‌های تولید ایجاب می‌کند فعالان این صنعت برای کاهش شتاب تورم و جلوگیری از افزایش فشار بر مصرف‌کنندگان، رویکردی مشترک در پیش بگیرند.

زنجیره فولاد؛ انتقال قیمت از بالادست به پایین‌دست

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اقتصادی زنجیره فولاد، ارتباط مستقیم قیمت نهاده‌های تولید با هزینه تمام‌شده محصولات در حلقه‌های بعدی است. مواد اولیه، آهن اسفنجی، شمش و اسلب، هرکدام در بخشی از فرایند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند و تغییر قیمت آن‌ها می‌تواند بر ساختار هزینه‌ای واحدهای پایین‌دستی اثر بگذارد.

از این منظر، افزایش قیمت در حلقه‌های بالادستی، در صورت انتقال به محصولات میانی، می‌تواند هزینه تولید مقاطع فولادی و محصولات نهایی را افزایش دهد. پیامد این روند نیز ممکن است در بخش‌هایی مانند ساختمان، صنایع فلزی، تجهیزات صنعتی و سایر مصرف‌کنندگان محصولات فولادی نمایان شود.

بنابراین، مدیریت قیمت در زنجیره فولاد صرفاً مسئله‌ای مرتبط با منافع یک تولیدکننده یا یک حلقه از صنعت نیست و آثار آن به مجموعه‌ای از صنایع وابسته به محصولات فولادی گسترش پیدا می‌کند.

شفافیت بورس کالا و ضرورت مدیریت شرایط ویژه

تأکید زرندی بر حفظ شفافیت قیمت‌ها در بورس کالا در کنار ضرورت اتخاذ مدل‌های مقتضی برای شرایط تحریمی و تورمی، یکی از محورهای قابل توجه این نشست است.

بورس کالا بستر کشف قیمت و شفافیت معاملات را فراهم می‌کند؛ بااین‌حال، شرایط اقتصادی و فشارهای هزینه‌ای می‌تواند ضرورت بررسی دقیق‌تر آثار تصمیمات قیمتی بر سایر حلقه‌های تولید را مطرح کند.

چالش اصلی در این زمینه، ایجاد تعادل میان منافع تولیدکنندگان، استمرار تولید و توان خرید صنایع مصرف‌کننده است. هرگونه سیاست‌گذاری در این حوزه باید به‌گونه‌ای باشد که ضمن حفظ شفافیت و رقابت، از شکل‌گیری فشارهای غیرمتعارف بر صنایع پایین‌دستی جلوگیری کند.

همکاری فولادسازان؛ از هم‌اندیشی تا سیاست مشترک

در نشست هم‌اندیشی فولادسازان کشور که با حضور بهرام سبحانی، رئیس هیئت‌مدیره و اعضای انجمن تولیدکنندگان فولاد و بیش از ۲۰ نفر از مدیران عامل کارخانه‌های بزرگ تولیدکننده فولاد برگزار شد، مدیران عامل شرکت‌های حاضر، دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود را درباره فرایند تولید و قیمت‌گذاری در زنجیره فولاد مطرح کردند.

اهمیت این نشست را باید در ضرورت نزدیک‌شدن دیدگاه تولیدکنندگان بزرگ درباره مسائل مشترک صنعت جست‌وجو کرد؛ چراکه تصمیمات قیمتی در هر حلقه، می‌تواند بر عملکرد اقتصادی سایر بخش‌ها اثرگذار باشد.

بااین‌حال، هم‌اندیشی میان فولادسازان زمانی می‌تواند به نتیجه ملموس منجر شود که به راهکارهای اجرایی، سازوکارهای شفاف و سیاست‌هایی قابل ارزیابی برای مدیریت هزینه‌ها و قیمت‌ها تبدیل شود.