کد خبر : 290834 تاریخ : 1405/7/13 - 11:03
سال سخت فولاد و آزمون تاب‌آوری تولید در ایران سال بی‌امان فولاد؛ فولاد خوزستان چگونه از بحران عبور کرد و حالا چه چیزی در انتظار صنعت است؟ فولاد ایران در سال ۱۴۰۵ فقط با یک بحران روبه‌رو نبود؛ از ناترازی برق و گاز تا فشارهای مالی، محدودیت‌های تجاری و آسیب به زیرساخت‌ها، زنجیره تولید را هم‌زمان تحت فشار قرار داد. در این میان، فولاد خوزستان با بازگشت به تولید و اتکا به سرمایه‌گذاری‌های پیشین، یک پرسش مهم را پیش روی صنعت گذاشته است: آیا تاب‌آوری ساخته‌شده درون بنگاه می‌تواند در برابر بحران‌های بعدی دوام بیاورد، وقتی زیرساخت انرژی و محیط سیاست‌گذاری همچنان پرریسک است؟

سال ۱۴۰۵ را می‌توان یکی از دشوارترین مقاطع صنعت فولاد ایران در سال‌های اخیر دانست؛ صنعتی که پیش از این نیز با تحریم، محدودیت انرژی، دشواری تأمین مالی، رکود بازار داخلی و فشارهای صادراتی مواجه بود و امسال با آسیب به بخشی از زیرساخت‌های فولادی کشور، وارد مرحله‌ای تازه از بحران شد.

با این حال، مسئله امروز فولاد ایران فقط میزان خسارت واردشده نیست؛ مسئله مهم‌تر، توان صنعت برای بازگشت به تولید، حفظ زنجیره تأمین و ادامه سرمایه‌گذاری در شرایطی است که هم‌زمان چند محدودیت به آن تحمیل شده است.

فولاد خوزستان در این میان نمونه‌ای قابل بررسی است.

بازگشت این شرکت به چرخه تولید پس از آسیب‌های واردشده، صرفاً به تعمیر تجهیزات و بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده محدود نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد این است که شرکت در چنین شرایطی باید هم‌زمان تولید، نیروی انسانی، بازار، تأمین مواد اولیه، تعهدات مالی و برنامه‌های توسعه‌ای خود را مدیریت کند.

این نقطه، تفاوت میان یک واکنش اضطراری و تاب‌آوری صنعتی را آشکار می‌کند.

شرکت‌ها در روز بحران ساخته نمی‌شوند؛ بحران فقط نشان می‌دهد زیرساخت مدیریتی و فنی آنها در سال‌های قبل تا چه اندازه شکل گرفته است.

در فولاد خوزستان نیز بخشی از ظرفیت امروز را باید در سرمایه‌گذاری‌ها و تصمیم‌هایی جست‌وجو کرد که پیش از بحران دنبال شده‌اند؛ از توسعه ظرفیت آهن اسفنجی و پروژه زمزم ۳ گرفته تا پیشبرد طرح فولاد شادگان، تلاش برای تأمین پایدار مواد اولیه، بومی‌سازی تجهیزات و تقویت ظرفیت‌های فنی و تعمیراتی.

حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر و توسعه بازارهای صادراتی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ چراکه در شرایط محدودیت بازار داخلی، ساختار درآمدی شرکت‌های فولادی بیش از گذشته به توان حضور در بازارهای خارجی وابسته می‌شود.

اما یک حلقه در این زنجیره بیش از همه اهمیت دارد: انرژی.

ناترازی برق و گاز طی سال‌های اخیر به یکی از جدی‌ترین محدودیت‌های تولید فولاد ایران تبدیل شده است. توقف یا کاهش تولید در واحدهای فولادی فقط به همان روز محدود نمی‌شود و می‌تواند بر برنامه تولید، تأمین مواد اولیه، فروش، صادرات و جریان نقدینگی شرکت اثر بگذارد.

در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری فولاد خوزستان در حوزه انرژی، از جمله ورود به نیروگاه خلیج فارس و پیگیری احداث نیروگاه خورشیدی بهبهان، از منظر مدیریت ریسک تولید قابل توجه است.

پیام این اقدامات روشن است: انرژی دیگر صرفاً یکی از هزینه‌های تولید نیست؛ بخشی از امنیت تولید است.

همین نگاه را می‌توان در حوزه محیط‌زیست نیز دنبال کرد؛ از توسعه غبارگیرها و کنترل غبار گرفته تا بازچرخانی پساب و پایش آلاینده‌ها. برای یک صنعت بزرگ فولادی، این اقدامات زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که هم‌زمان با توسعه ظرفیت تولید دنبال شوند.

اما در اینجا نباید مسئله را به یک شرکت تقلیل داد.

اگر فولاد خوزستان توانسته بخشی از فشارهای ناشی از بحران را مدیریت کند، این تجربه نباید بهانه‌ای برای انتقال تمام بار بحران به دوش بنگاه صنعتی باشد.

صنعت فولاد نمی‌تواند به‌تنهایی هزینه ناترازی انرژی، تأخیر در تأمین مالی، بی‌ثباتی مقررات، محدودیت‌های تجاری و دشواری‌های صادراتی را جبران کند.

مسئولیت سیاست‌گذار در این مرحله، ایجاد شرایطی است که سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در بخش صنعت بتوانند به تولید پایدار تبدیل شوند.

برق و گاز پایدار، تأمین مالی توسعه، دسترسی قابل پیش‌بینی به بازارهای صادراتی، ثبات مقررات و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت، دیگر حمایت‌های جانبی برای صنعت نیستند؛ پیش‌شرط تداوم تولیدند.

تجربه فولاد خوزستان از این منظر یک پیام مهم برای سیاست‌گذار دارد: بخشی از ظرفیت عبور از بحران در خود بنگاه‌ها ساخته شده است؛ اما حفظ این ظرفیت، بدون اصلاح محیط پیرامونی تولید ممکن نیست.

اکنون پرسش اصلی این نیست که فولاد ایران توانسته از یک بحران عبور کند یا نه.

پرسش مهم‌تر این است که آیا سیاست‌گذاری اقتصادی و انرژی کشور می‌تواند اجازه دهد این ظرفیت دوباره‌سازی‌شده، در بحران بعدی نیز به تولید تبدیل شود؟

سال سخت فولاد هنوز فقط یک روایت از گذشته نیست؛ آزمونی است برای اینکه مشخص شود ایران از تجربه این بحران، چه چیزی برای ساختن صنعت مقاوم‌تر در سال‌های بعد یاد گرفته است.