اختصاصی آفتاب صبح: یادداشت: مهرو عزنی در معدن، «داشتن ذخیره» با «داشتن خوراک» یکی نیست. این شاید مهمترین نکتهای باشد که باید در ارزیابی آینده چادرملو مورد توجه قرار گیرد؛ شرکتی که حالا همزمان با نزدیکشدن معدن اصلی به سالهای پایانی بهرهبرداری، باید نسل بعدی معادن خود را بهموقع وارد مدار کند. اعداد، نشانههای این تغییر را بهوضوح نشان میدهند. در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵، از معدن D19 حدود ۱.۵ میلیون تن سنگآهن برداشت شده و حجم باطلهبرداری در این معدن به بیش از ۱۵.۵ میلیون تن رسیده است. در آنومالی ۱۰ نیز یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن سنگآهن استخراج شده؛ رقمی که در مدت مشابه سال گذشته تنها ۱۲۰ هزار تن بود. در همین حال، برداشت سنگآهن از چاهگز هنوز آغاز نشده و دلیل آن حجم عملیات باطلهبرداری عنوان شده است. برنامه چادرملو این است که مجموع برداشت از D19، آنومالی ۱۰ و چاهگز تا پایان سال به پنج میلیون تن برسد. این اعداد یک پیام روشن دارند: معادن جدید دیگر پروژههای دوردست آینده نیستند؛ بخشی از پاسخ امروز چادرملو به مسئله تأمین خوراکاند. اما همینجا باید یک قدم جلوتر رفت. اگر قرار باشد آینده چادرملو فقط با اضافهشدن چند معدن جدید تعریف شود، مسئله بهطور کامل حل نشده است. زیرا هر معدن جدید، خود مجموعهای از مسائل تازه دارد؛ از باطلهبرداری و ماشینآلات گرفته تا زیرساخت حمل، هزینه استخراج، کیفیت سنگآهن، ظرفیت فرآوری و زمان رسیدن به تولید اقتصادی. بنابراین سؤال اصلی این نیست که «چادرملو ذخیره جدید دارد یا نه؟» سؤال این است که این ذخایر با چه سرعت و چه هزینهای میتوانند به خوراک پایدار تبدیل شوند؟ پیشنهاد اول: چادرملو باید «تقویم جایگزینی خوراک» داشته باشد به نظر میرسد یکی از مهمترین نیازهای امروز چادرملو، تدوین یک نقشه زمانی شفاف برای جایگزینی خوراک معدن اصلی است؛ نقشهای که در آن مشخص باشد هر معدن جدید در چه تاریخی، با چه ظرفیتی و برای جبران چه میزان از افت تولید معدن اصلی وارد مدار خواهد شد. این نگاه، توسعه معدن را از مجموعهای از پروژههای موازی به یک برنامه یکپارچه تأمین خوراک تبدیل میکند. D19، آنومالی ۱۰ و چاهگز نباید صرفاً با میزان استخراج سالانه خود سنجیده شوند؛ باید مشخص باشد سهم هرکدام در سبد خوراک آینده چادرملو چقدر است. پیشنهاد دوم: اکتشاف باید از «تعداد گمانه» به «ذخیره قابل اتکا» برسد اکتشاف برای چادرملو دیگر یک فعالیت جانبی نیست. مدیرعامل شرکت نیز صراحتاً اکتشاف را یک ضرورت راهبردی برای تداوم فعالیت معدنی دانسته و از فعالیت در محدودههای متعدد و نتایج امیدوارکننده در زمانآباد خبر داده است. همزمان، اکتشافات در A19 و A21 نیز در جریان است. اما در این مرحله، شاخص موفقیت اکتشاف نباید صرفاً متر حفاری باشد. آنچه اهمیت دارد، تبدیل نتایج اکتشافی به ذخیره زمینشناسی قابل اتکا، ذخیره قابل استخراج و در نهایت ذخیره اقتصادی است. چادرملو برای برنامهریزی بلندمدت خود به یک سبد ذخایر نیاز دارد که بتواند بر اساس آن، سرمایهگذاری، ماشینآلات، زیرساخت و ظرفیت فرآوری را از سالها قبل برنامهریزی کند. پیشنهاد سوم: توسعه معدن باید همزمان با توسعه زیرساخت اتفاق بیفتد تجربه D19 و چاهگز یک واقعیت مهم را نشان میدهد: بین آمادهسازی یک معدن و رسیدن آن به برداشت واقعی، عملیات سنگینی وجود دارد. در D19، در کنار برداشت ۱.۵ میلیون تن سنگآهن، بیش از ۱۵.۵ میلیون تن باطلهبرداری انجام شده است. در چاهگز نیز هنوز استخراج سنگآهن آغاز نشده و حجم باطلهبرداری یکی از عوامل اصلی این تأخیر اعلام شده است. پس در پروژههای بعدی، برنامه تأمین ماشینآلات، باطلهبرداری، حمل و زیرساخت باید همزمان با توسعه معدن پیش برود؛ نه اینکه بعد از آمادهشدن ذخیره، تازه برای زیرساخت آن تصمیم گرفته شود. در معدن، زمان از دسترفته بخشی از هزینه تمامشده است. پیشنهاد چهارم: ورود به عمق باید به سکوی فناوری تبدیل شود یکی از مهمترین اتفاقات جدید در چادرملو، حرکت به سمت ذخایر T1 و T2 در عمق بیش از ۳۰۰ متر است.