کد خبر : 270493 تاریخ : 1405/5/21 - 16:27
پرونده ویژه معدن‌نامه درباره بودجه‌های فولاد مبارکه ۹۰۰ میلیارد تومان اضافه برای یک سال؛ چرا بودجه مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه به ۲ همت رسید؟ افزایش بودجه مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه از ۱۱۰۰ میلیارد تومان به ۲۰۰۰ میلیارد تومان، در نگاه اول یک جهش بزرگ است؛ رشدی حدود ۸۲ درصدی که در شرایط دشوار اقتصادی و در زمانی که خود فولاد مبارکه نیز با پیامدهای سنگین جنگ و بازسازی روبه‌روست، طبیعی است سؤال‌برانگیز باشد. اما پشت این افزایش ۹۰۰ میلیارد تومانی یک نکته تعیین‌کننده وجود دارد که در هیاهوی اعداد کمتر دیده شد: این افزایش برای یک سال در نظر گرفته شده و اولویت اعلام‌شده آن مشارکت در بازسازی خسارت‌های ناشی از جنگ در منطقه است. با این حال، همین توضیح نیز چک سفیدامضایی برای هزینه‌کرد نیست. سؤال اصلی این است که آیا فولاد مبارکه می‌تواند مسئولیت اجتماعی را از «توزیع منابع» به «خلق اثر اجتماعی قابل سنجش» تبدیل کند؟

نویسنده: مهسا نیکدل

به گزارش آفتاب صبح، به نقل از معدن نامه، گاهی مشکل یک تصمیم نه خود تصمیم، بلکه نحوه روایت آن است. وقتی گفته می‌شود بودجه مسئولیت اجتماعی یک شرکت از ۱۱۰۰ میلیارد تومان به ۲۰۰۰ میلیارد تومان رسیده، اولین واکنش طبیعی این است که پرسیده شود چرا یک شرکت صنعتی باید در یک سال بودجه‌ای را که مستقیماً به تولید فولاد مربوط نیست، حدود ۹۰۰ میلیارد تومان افزایش دهد؟

این پرسش، به‌خصوص در شرایط کنونی، نه غیرمنطقی است و نه باید با برچسب «مخالفت با مسئولیت اجتماعی» کنار گذاشته شود. سهامداران می‌توانند بپرسند این پول کجا هزینه می‌شود؛ مردم منطقه حق دارند بدانند سهم جامعه پیرامونی صنعت چیست؛ و شرکت نیز موظف است نشان دهد افزایش هزینه، به افزایش متناسب در اثر اجتماعی منجر می‌شود.

اینفوگرافیکی که فولاد مبارکه درباره این مصوبه تهیه کرده، بخشی از پاسخ را روشن می‌کند: بودجه مسئولیت‌های اجتماعی از ۱۱۰۰ به ۲۰۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته، اما این افزایش ۹۰۰ میلیارد تومانی «فقط برای یک سال» در نظر گرفته شده و هدف اصلی آن مشارکت در بازسازی خسارت‌های ناشی از حملات دشمن در منطقه عنوان شده است. این قید زمانی بسیار مهم است.

اگر ۹۰۰ میلیارد تومان به شکل دائمی به ساختار سالانه CSR شرکت افزوده شده بود، با یک افزایش ساختاری در هزینه‌ها روبه‌رو بودیم؛ اما اگر این مبلغ برای پاسخ به یک وضعیت فوق‌العاده و برای یک دوره محدود تصویب شده باشد، ماهیت اقتصادی و مدیریتی تصمیم متفاوت است. به همین دلیل، سؤال دقیق‌تر این نیست که «چرا بودجه مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه ناگهان دو برابر شد؟»

سؤال دقیق‌تر این است:

چرا ۹۰۰ میلیارد تومان برای یک سال به این بودجه اضافه شده و این منابع دقیقاً در کدام پروژه‌های بازسازی و اجتماعی هزینه خواهد شد؟

جنگ، صورت مسئله را تغییر داده است

زمینه زمانی این تصمیم را نمی‌توان از خود تصمیم جدا کرد. فولاد مبارکه یکی از صنایع بزرگی بود که در جریان جنگ هدف حمله قرار گرفت و پس از آن بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده در دستور کار قرار گرفت. مدیرعامل شرکت نیز از آغاز عملیات بازسازی از روز بعد از حادثه و برنامه‌ریزی برای احیای ظرفیت‌های آسیب‌دیده سخن گفته است. دولت نیز در هفته‌های اخیر بر ضرورت تسریع بازسازی صنایع آسیب‌دیده و افزایش تاب‌آوری واحدهای بزرگ صنعتی تأکید کرده است.

اما آنچه برای تحلیل بودجه مسئولیت اجتماعی اهمیت بیشتری دارد این است که خسارت جنگ فقط داخل حصار کارخانه باقی نمانده است.

گزارش‌های منتشرشده از اصفهان از آسیب به بخش‌هایی از زیرساخت‌ها، منازل و کسب‌وکارها حکایت دارد و فرایند بازسازی در سطح شهری و منطقه‌ای نیز در دستور کار قرار گرفته است.

در چنین فضایی، مشارکت یک بنگاه بزرگ در بازسازی جامعه پیرامونی را نمی‌توان صرفاً با منطق هزینه‌های معمول روابط عمومی تحلیل کرد.

اما در اینجا یک مرزبندی بسیار مهم وجود دارد:

بازسازی دارایی‌های خود فولاد مبارکه یک موضوع سرمایه‌ای و عملیاتی شرکت است؛ بازسازی خسارت‌های واردشده به جامعه، مناطق پیرامونی یا زیرساخت‌های عمومی موضوع دیگری است.

اگر بخشی از افزایش ۹۰۰ میلیارد تومانی CSR برای مورد دوم اختصاص یافته، گزارش‌دهی مالی و عمومی باید این دو را کاملاً از یکدیگر جدا کند. این تفکیک برای حفظ اعتماد سهامدار و جامعه ضروری است.

مسئولیت اجتماعی یا کمک‌های پراکنده؟

بحث بزرگ‌تر از ۹۰۰ میلیارد تومان است. سال‌ها یکی از ضعف‌های الگوی مسئولیت اجتماعی در بسیاری از بنگاه‌های ایرانی این بوده که CSR به مجموعه‌ای از کمک‌های کوچک، پراکنده، واکنشی و گاه فاقد شاخص اثر تبدیل شده است؛ از پرداخت‌های موردی تا حمایت‌هایی که ممکن است در لحظه رضایت ایجاد کنند، اما اثر پایدارشان قابل اندازه‌گیری نباشد.

فولاد مبارکه طی ماه‌های گذشته تلاش کرده روایت دیگری از سیاست مسئولیت اجتماعی خود ارائه کند. مدیرعامل گروه، سه محور اصلی این سیاست را سلامت، محرومیت‌زدایی و توسعه فرهنگی ـ اجتماعی با تمرکز بر انس با قرآن اعلام کرده و گفته است شرکت می‌خواهد از نگاه موردی و احساسی فاصله بگیرد و مسئولیت اجتماعی را نظام‌مند و قابل سنجش کند. این جهت‌گیری در کانال رسمی گروه نیز چندین بار تکرار شده است.

در حوزه محرومیت‌زدایی نیز رویکرد اعلام‌شده، حرکت از کمک مستقیم به سمت توانمندسازی، تقویت ظرفیت اقتصادی محلی و مشارکت مردم در پروژه‌های توسعه‌ای است. نمونه‌هایی از پروژه‌های روستایی شرق اصفهان و تلاش برای توسعه فعالیت‌های اقتصادی کم‌آب‌بر در همین چارچوب معرفی شده‌اند.

این تغییر پارادایم اگر واقعاً در ساختار بودجه، انتخاب پروژه‌ها و ارزیابی خروجی‌ها اجرا شود، تفاوت مهمی ایجاد می‌کند. اما شرط آن یک چیز است: اثر باید اندازه‌گیری شود.

غربالگری سرطان؛ جایی که مسئولیت اجتماعی از شعار عبور می‌کند

یکی از نمونه‌هایی که فولاد مبارکه برای توضیح رویکرد جدید خود ارائه می‌کند، طرح غربالگری سرطان در استان اصفهان است. در اطلاعات رسمی گروه، برنامه‌ای برای غربالگری حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از مردم استان اصفهان در حوزه سرطان‌های هدف اعلام شده است. شرکت این طرح را بخشی از محور سلامت در مسئولیت اجتماعی خود معرفی کرده است. اهمیت چنین پروژه‌ای فقط در بزرگی جامعه هدف نیست.

معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نیز در توضیح ضرورت اجرای برنامه گفته است سرطان‌های پستان و کولورکتال به دلیل امکان تشخیص زودهنگام و درمان مؤثر در مراحل اولیه انتخاب شده‌اند و توسعه زیرساخت غربالگری می‌تواند امکان شناسایی بیماری پیش از رسیدن به مراحل پرهزینه‌تر درمان را افزایش دهد.

اینفوگرافیک ارائه‌شده برای پرونده حاضر، از بیش از ۴۰۰ هزار غربالگری انجام‌شده و شناسایی حدود ۳۶۰۰ مورد پرخطر پیش‌سرطانی سخن می‌گوید.

این اعداد ـ در صورت تأیید نهایی در گزارش اجرایی طرح ـ یک تفاوت مهم با بسیاری از فعالیت‌های سنتی CSR دارند:

می‌توان خروجی را شمرد.

تعداد افراد غربالگری‌شده مشخص است؛ تعداد موارد پرخطر شناسایی‌شده قابل ثبت است؛ مسیر ارجاع و درمان قابل رهگیری است؛ و در نهایت حتی می‌توان هزینه پیشگیری را با هزینه درمان دیرهنگام مقایسه کرد. این همان نقطه‌ای است که مسئولیت اجتماعی از «هزینه» به سرمایه‌گذاری اجتماعی نزدیک می‌شود.

البته در همان اینفوگرافیک ادعایی درباره میزان صرفه‌جویی اقتصادی ناشی از طرح نیز مطرح شده است. معدن‌نامه تا زمانی که روش محاسبه، دوره زمانی، سناریوی پایه و مؤلفه‌های این صرفه‌جویی منتشر نشود، چنین رقمی را به‌عنوان یک نتیجه قطعی مستقل تلقی نمی‌کند.

این احتیاط اتفاقاً به نفع خود پروژه است؛ زیرا موفقیت طرح غربالگری به اندازه کافی قابل اندازه‌گیری هست که نیازی به بزرگ‌نمایی اثر آن وجود نداشته باشد.

۹۰۰ میلیارد تومان؛ زیاد است یا کم؟

این شاید جذاب‌ترین سؤال باشد، اما بدون اطلاعات تکمیلی پاسخ ساده‌ای ندارد. ۹۰۰ میلیارد تومان به‌تنهایی عدد بزرگی است. نسبت به بودجه قبلی ۱۱۰۰ میلیارد تومانی، حدود ۸۲ درصد افزایش اسمی محسوب می‌شود.

اما قضاوت درباره «زیاد» یا «کم» بودن آن نیازمند دانستن حداقل چهار متغیر است:

اول، میزان واقعی خسارت‌هایی که قرار است این بودجه در بازسازی آنها مشارکت کند.

دوم، سهم فولاد مبارکه در هر پروژه و سهم دولت، شهرداری‌ها، بیمه‌ها یا سایر بنگاه‌ها.

سوم، تعداد خانوارها، واحدها، مراکز عمومی یا زیرساخت‌هایی که از این منابع بهره‌مند خواهند شد.

و چهارم، میزان واقعی مصرف بودجه در پایان سال.

در واقع «بودجه مصوب» الزاماً به معنای «هزینه قطعی» نیست. اگر دو هزار میلیارد تومان سقف مجاز هزینه باشد اما بخشی از آن مصرف نشود، عدد نهایی متفاوت خواهد بود. برعکس، اگر تمام مبلغ مصرف شود، لازم است مصارف آن پروژه‌به‌پروژه قابل ردیابی باشد. بنابراین یکی از مهم‌ترین اقداماتی که می‌تواند به حاشیه فعلی پایان دهد، انتشار یک گزارش سالانه CSR با صورت مصرف منابع است.

نه یک بروشور تبلیغاتی؛ بلکه گزارشی که بگوید:

هر پروژه چقدر بودجه گرفته، کجا اجرا شده، چه زمانی شروع و تمام شده، چند نفر ذی‌نفع داشته، چه نهادی مجری بوده و چه نتیجه‌ای ایجاد کرده است.

مسئولیت اجتماعی نباید جای دولت را بگیرد

اینجا یک نقد مهم هم باید مطرح شود. بنگاه بزرگ صنعتی می‌تواند و حتی در بسیاری از موارد باید در جامعه پیرامونی خود نقش فعال داشته باشد، اما CSR نباید به سازوکاری تبدیل شود که وظایف عمومی دولت، شهرداری، نظام سلامت یا نهادهای دیگر بدون چارچوب مشخص به ترازنامه شرکت منتقل شود.

در موضوع بازسازی جنگ نیز این مرز اهمیت دوچندان دارد. اگر دولت یا شهرداری مسئول بازسازی یک بخش مشخص است و فولاد مبارکه به‌عنوان شریک مالی یا اجرایی مشارکت می‌کند، این مشارکت باید معلوم و قابل رهگیری باشد. اما اگر شرکت بدون نظام اولویت‌بندی و صرفاً براساس درخواست‌های پراکنده وارد ده‌ها پروژه شود، همان مشکلی بازتولید می‌شود که مدیریت جدید مسئولیت اجتماعی مدعی فاصله گرفتن از آن است.

بنابراین بزرگ‌تر شدن بودجه به‌تنهایی نشانه بهتر شدن CSR نیست. ممکن است یک شرکت با هزار میلیارد تومان اثر بیشتری از شرکتی با سه هزار میلیارد تومان ایجاد کند. معیار درست، نسبت «اثر اجتماعی به منابع مصرف‌شده» است.

سه آزمون برای بودجه ۲ همتی

بودجه جدید مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه در پایان سال باید حداقل از سه آزمون عبور کند.

آزمون اول؛ شفافیت

آیا می‌توان مشخص کرد هر ریال کجا هزینه شده است؟

آزمون دوم؛ اثرگذاری

آیا نتیجه پروژه‌ها قابل اندازه‌گیری است؟ غربالگری چند نفر؟ بازسازی چند واحد؟ ایجاد چه میزان اشتغال؟ چند خانوار توانمند شده‌اند؟

آزمون سوم؛ پایداری

آیا پس از پایان حمایت فولاد مبارکه، اثر پروژه باقی می‌ماند یا با قطع بودجه همه چیز متوقف می‌شود؟ اگر پاسخ این سه سؤال روشن باشد، بحث درباره مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه از سطح «چرا دو همت؟» به سطح بسیار حرفه‌ای‌تری منتقل می‌شود:

«دو همت چه اثری ایجاد کرد؟» و این همان سؤالی است که شرکت‌های بزرگ باید خودشان بیش از منتقدان علاقه‌مند به پاسخ دادن به آن باشند.

نتیجه؛ مسئله فقط افزایش بودجه نیست، افزایش مسئولیت پاسخ‌گویی هم هست

افزایش بودجه مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه از ۱۱۰۰ به ۲۰۰۰ میلیارد تومان بدون توضیح، طبیعتاً می‌تواند حساسیت ایجاد کند. اما اطلاعات موجود تصویر کامل‌تری ارائه می‌دهد.

۹۰۰ میلیارد تومان افزایش برای یک سال پیش‌بینی شده و بنا بر توضیح ارائه‌شده، اولویت آن مشارکت در بازسازی خسارت‌های ناشی از جنگ در منطقه است. هم‌زمان، شرکت طی ماه‌های گذشته مسئولیت اجتماعی خود را بر سه محور سلامت، محرومیت‌زدایی و توسعه فرهنگی ـ اجتماعی متمرکز کرده و طرح بزرگی مانند غربالگری سرطان را به‌عنوان نمونه‌ای از حرکت از «کمک پراکنده» به «پروژه قابل اندازه‌گیری» پیش برده است. اینها دلایل قابل بررسی برای افزایش بودجه هستند؛ اما هنوز پایان بحث نیستند.

افزایش ۹۰۰ میلیارد تومانی باید با ۹۰۰ میلیارد تومان پاسخ‌گویی بیشتر همراه باشد. جامعه باید بداند بازسازی کجا انجام شده، چه کسی انتخاب پروژه‌ها را انجام داده، چه میزان پول خرج شده و چه اثری به جا مانده است.

مسئولیت اجتماعی زمانی معتبر است که شرکت نتواند فقط بگوید:

«چقدر هزینه کردیم.»

بلکه بتواند با عدد و سند پاسخ دهد:

«با آن هزینه، چه چیزی را تغییر دادیم.»

شاید مهم‌ترین دفاع فولاد مبارکه از بودجه دو همتی خود نیز نه امروز، در هنگام تصویب بودجه، بلکه یک سال دیگر و هنگام انتشار نتایج آن رقم بخورد.

اگر بتواند نشان دهد ۹۰۰ میلیارد تومان افزوده‌شده به بازسازی واقعی، پیشگیری از بیماری، توانمندسازی پایدار و بهبود قابل اندازه‌گیری زندگی مردم تبدیل شده، این رقم دیگر صرفاً یک «هزینه دو همتی» نخواهد بود. آن زمان می‌توان درباره ارزش اجتماعی خلق‌شده در برابر منابع مصرف‌شده قضاوت کرد. و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مسئولیت اجتماعی یک بنگاه بزرگ صنعتی از روابط عمومی جدا و به بخشی از حکمرانی حرفه‌ای شرکت تبدیل می‌شود.