کد خبر : 260325 تاریخ : 1405/3/19 - 10:48
ضرورت یک انقلاب فرهنگی در فوتبال صنعتی، معدنی و نفتی رنج کارگر، گنج مستطیل سبز یادداشت اختصاصی / فوتبال در ایران، برخلاف بسیاری از نقاط جهان، هنوز به معنای واقعی کلمه یک «صنعت» مستقل و درآمدزا نیست. ظاهر ماجرا خصوصی‌سازی است، اما شریان حیات این ورزش به شیرهای نفت، معادن، پتروشیمی‌ها، صنایع سنگین و بانک‌ها متصل است.

به گزارش آفتاب صبح؛ برای درک عمق این وابستگی، کافی است نگاهی به ویترین فوتبال ایران بیندازیم. مخاطب با خواندن اسامی تیم‌های لیگ برتر به وضوح ردپای شریان‌های بزرگ اقتصادی کشور را می‌بیند: استقلال تهران، تراکتور تبریز، سپاهان اصفهان، گل‌گهر سیرجان، پرسپولیس تهران، چادرملو اردکان، فولاد خوزستان، فجر سپاسی شیراز، خیبر خرم‌آباد، ملوان بندرانزلی، استقلال خوزستان، پیکان تهران، شمس‌آذر قزوین، آلومینیوم اراک، ذوب‌آهن اصفهان و مس رفسنجان.
این سیطره اقتصاد دولتی و خصولتی تنها به لیگ برتر ختم نمی‌شود؛ در لیگ آزادگان (دسته یک) نیز سایه سنگین نفت، معدن و صنعت بر سر فوتبال پیداست: نساجی مازندران، مس شهر بابک، صنعت نفت آبادان، سایپا، پارس جنوبی جم، هوادار، مس کرمان، پالایش نفت بندرعباس، فرد البرز، بعثت کرمانشاه، آریو اسلامشهر، نفت و گاز گچساران، نیروی زمینی، شناورسازی قشم، کارا گستر، شهرداری نوشهر، نود ارومیه و داماش گیلان.
پشت برخی از این نام‌ها، بوی نفت، دود پتروشیمی، حرارت کوره‌های ذوب فلزات، غبار معادن و گاوصندوق بانک‌ها حس می‌شود. البته که نفس حمایت صنایع بزرگ از ورزش تحت عنوان «مسئولیت اجتماعی» مذموم نیست و می‌تواند شادی‌بخش باشد؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این فضای حیاتی، فاقد نظام‌مندی و شفافیت مالی است. فوتبال ما امروز یک «مصرف‌کننده» بی‌بدیل و بی‌در و پیکر است که مدیران صنعتی، معدنی و بانکی در آن منابع عظیمی را بدون حسابرسی‌های دقیقِ متناسب با یک صنعت واقعی، هزینه می‌کنند. در سیستمی که تا این حد با اقتصاد نفت و معدن گره خورده، انتظارِ «فرهنگ‌سازی»، در میان هزینه‌کردهای هیجانی و غیرشفاف، انتظاری عبث است.
تلخ‌ترین پارادوکس فوتبال امروز ما، تقابل قراردادهای نجومی باشگاه‌ها با زندگی کسانی است که چرخ این صنایع را می‌چرخانند. بودجه‌های کلان این تیم‌های نفتی، معدنی و صنعتی از کجا تأمین می‌شود؟ از عرق جبین کارگرِ معدنی که در اعماق تاریک زمین نفس می‌کشد، از کارگرِ صنعت نفت و پتروشیمی که در گرمای طاقت‌فرسای جنوب عرق می‌ریزد و از تلاش بی‌وقفه کارگران کارخانجات. با چه منطقی می‌توان پذیرفت کارگرانِ تولیدکننده ثروت با دغدغه‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم کنند، اما در ویترین همان شرکت‌ها، میلیاردها تومان صرف ریخت‌وپاش‌های بی‌ضابطه در مستطیل سبز شود؟
اکنون در شرایط پس از جنگ رمضان و با توجه به وقفه‌ای که در برگزاری لیگ به وجود آمده است، یک فرصت تاریخی برای بازبینی کلیت فعالیت باشگاه‌ها فراهم شده است. این تعطیلی باید نقطه عطفی برای یک «انقلاب فرهنگی و ساختاری» باشد.
امروز باید این موارد در دستور کار قرار گیرد:
۱- قانون‌مندی و شفافیت: قراردادها و فضاهای قانونی باشگاه‌ها زیر ذره‌بین قرار گیرند. باشگاه‌داری صنعتی و نفتی باید از حالت حیاط خلوت خارج شده و دارای ساختار دقیق مالی شود.
۲- بازتعریف مسئولیت اجتماعی: بودجه‌ها باید واقعاً در مسیر توسعه زیرساخت‌ها و نشاط جامعه هزینه شود، نه صرفاً خریدهای هیجانی.
۳- تغییر نگاه فرهنگی: فوتبال صنعتی ما نیازمند یک انقلاب است تا به یاد بیاورد روی شانه‌های کارگران زحمتکش ایستاده است.
فوتبال ایران برای بقا نیازمند پوست‌اندازی است تا مستطیل سبز، به جای نماد هدررفت ثروت کارگران، به نماد واقعی نشاط، توسعه و شفافیت تبدیل شود.